فرآیندهای فرعی فرایند دانش
دانشهای بیرونی، نهادینه (درونی) نمیشود
دانش ارتباطات اجتماعی مورد توجه قرار نمیگیرد
کم توجهی به مستند بودن و ضبط دانش بر محور استفاده کنندگان آن
نبود ساختار مناسب برای تسهیم سریع دانش
ترس از تسهیم دانش و ناتوانی در تسهیم آن
سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن
دانشهای حساس و کلیدی برای تصمیمات در اختیار نیست
خبرهها و کارشناسان، خود را بازنشسته یا سازمان را ترک میکنند(کاویانی و نیازی، ۱۳۸۶).
۲-۱-۱۳ موانع مدیریت دانش
موانع بر سر راه مدیریت دانش را میتوان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی، عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود (ابطحی و صلواتی، ۱۳۸۵، ۱۱۲-۱۱۱)
الف) عوامل انسانی: یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسانها به هر دلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و از آن منحصراً برای پیشرفت شخصی استفاده کنند زیرا ممکن است این تصور غلط وجود داشته باشد که چون دانش، قدرت است پس نباید آن را از دست داد. شایدبتوان گفت موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع حائز اهمیت است، زیرا دانش ماهیتی انسانی و اجتماعی دارد و فقط در گرو تعامل و ارتباط است که میتواند رشد کند.
ب) عوامل سازمانی:عوامل سازمانی نیز از جمله موانع مهم بر سر راه مدیریت دانش در سازمان میباشد، عمده این عوامل عبارتند از: عوامل ساختاری (ساختارسازمانی)، عوامل مدیریتی (عدم اعتقاد و حمایت مدیریت عالی از مدیریت دانش)، سیستمهای حقوق و دستمزد و جبران خدمت (از جهت ایجاد انگیزه در افراد)، سیستمهای آموزشی (برنامههای آموزشی نامناسب).
ج) عوامل فرهنگی:تأثیر عوامل فرهنگی بر اثربخشی برنامههایمدیریت دانش انکارناپذیر است. اگر فرهنگی توزیع و تسهیم دانش را تشویق نکند، مدیریت دانش با چالش روبرو خواهد شد. ممکن است در بسیاری از فرهنگها با توجه به اینکه «دانش قدرت است»، این نگرش موجب احتکار دانش شود؛لذاباید این فرهنگ ترویج شود که «توزیع دانش هم قدرت است» تا مردم دانش خود را در اختیار دیگران قرار بگذارند.
د) عوامل سیاسی:موانع سیاسی در سازمانهای دولتی چشمگیرتر هستند. باور به اینکه دانش یک منبع قدرت است و شخص با آن میتواند اعمال نفوذ کند، طبیعی است که عدهای برای دستیابی انحصاری به آن تلاش کنند. نقش گروههای فشار میتواند قابل ملاحظه باشد. ثبات یا عدم ثبات فضای سیاسی کشور نیز به دلیل اثرگذاری بر فرایند خطمشی گذاری و ثبات مدیریت در سازمانهای دولتی، مدیریت دانش را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
ه) عوامل فنی و تکنولوژیکی: دانش سازمانی حاصل تعامل دانش نهفته و دانش آشکار است. دانش ایجاد شده باید به طریقی مناسب حفظ و نگهداری شود، در حالی که بسیاری از سازمانها فاقد مراکز و مآخذ مناسب برای نگهداری دانش هستند. این مراکز ممکن است فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این مراکز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان میباشند. به عبارت دقیقتر این مراکز، درگاههای دانش میباشند و کلیه جریانات دانش از آنها عبور میکنند. استفاده از فناوریهای مناسب در سازمانمیتواند در نگهداری دانش آشکار کمک قابل توجهی بنماید، در غیر این صورت بخش عمدهای از دانشهای ایجاد شده از بین خواهند رفت.
۲-۱-۱۴نظام مدیریتی دانش
۲-۱-۱۴-۱ تعاریف
نظام مدیریت دانش نظامی است که به منظور مدیریت دانش طراحی شده است. قدوس و ایکزو (۲۰۰۵) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کردهاند که به آفرینش، حفاظت و تسهیم دانش سازمانیمیپردازد. هیهان و پارک (۲۰۰۹) نیز نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی در نظر گرفتهاندکه به مدیریت دانش سازمانی میپردازد. در واقع نظام مدیریت دانش به منظور پشتیبانی و تقویت فرآیندهای خلق، ذخیره، بازیابی و به کارگیری دانش در سازمان توسعه مییابد. علوی و لایدنر (۲۰۰۱) نظام مدیریت دانش را به عنوان نظامهای بر مبنای فنآوری اطلاعات تعریف کردهاند.
دانپورت و دیگران (۱۹۹۸) نظام مدیریت دانش را ابزارهایی تعریف کردهاند که به منظور اجرایی کردن فعالیتهای مربوط به مدیریت دانش در سازمان طراحی شدهاند و روشهای پیادهسازی متنوع و گوناگونی را دارا میباشند.
لین و هوآنگ (۲۰۰۸) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تلقی کردهاند که به منظور حمایت و پشتیبانی از فرآیندهای مدیریت دانش شامل خلق دانش، ذخیره و بازیابی، انتقال و به کارگیری دانش توسعه یافته است.
دای (۲۰۰۱) و لین و همکاران (۲۰۰۶) نیز تعریف مشابهی بیان میدارند و نظام مدیریت دانش را عامل کلیدی در موفقیت پروژههایمدیریت دانش در سازمان میدانند.
دمدران و الفرات (۲۰۰۰) نظامهای مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی (IS) در نظر گرفتهاند که با تسخیر دانش و دسترسپذیر ساختن آن برای افراد در کل منجر به بهبود فرایند یادگیری سازمانی میشود.
اکثر محققان نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی در نظر گرفتهاند؛ اما نظام مدیریت دانش دارای پیچیدگیهای خاصی است که کار را کمی مشکل می کند. دلایل پیچیدگی نظام مدیریت دانش نسبت به نظامهای اطلاعاتی در ادامه آمده است (نوو و چان، ۲۰۰۷) :
تمرکز روی دانش به جای اطلاعات
دانش نا ملموس و در ذهن افراد است
ایجاد نقشههای دانش برای نظام مدیریت دانش امری اجتناب ناپذیر است
نیاز به کار گروهی و تعاملات اجتماعی دارد
۲-۱-۱۴-۲مزایای به کار گیری نظام مدیریت دانش
دانپورت و پروساک معتقدند که نظامهای مدیریت دانش سازمانها را در حذف و برطرف کردن نقایص یاری رساندهو سه دلیل جهت به کارگیری نظامهای مدیریت دانش در سازمانها بیان میکند:
افزایش مشهود پذیری دانش در سازمان
ایجاد فرهنگ تسهیم دانش
ایجاد و توسعه ساختاری دانشمدار که تنها به فنآوری محدود نبوده و امکان ایجاد محیطی که کار گروهی را میسر سازد فراهم میآورد (دانپورت و پروساک، ۱۹۹۸).
علوی و لیدنر(۲۰۰۱) نظامهای مدیریت دانش را به عنوان نظامهای بر مبنای فن آوری اطلاعات تعریف کردهاند. این نظامها جهت پیشبرد فرآیندهای سازمانی خلق، ذخیره، بازیابی و اشاعه و کاربرد دانش مورد استفاده قرار میگیرد. آنها سه کاربرد زیر را برای نظامهای مدیریت دانش بر می شمارند:
ایجاد زیر ساخت دانش
جستجو و ارائه فعالانه دانش
مشهود ساختن دانش و نقش آن در سازمان
آنها همچنین مشاهده کردند که نه تنها همه پیشگامان این حوزه، فن آوری اطلاعات را به عنوان راه حل به کار میگیرند؛ بلکه فنآوری را به عنوان حامی مدیریت دانش ذکر میکنند.
کرایدن و گلدینگ (۲۰۰۶) با بررسی تأثیر نظامهای مدیریت دانش در نظام بانکی فواید زیر را برای نظام مدیریت دانش بر می شمارد:
تأکید بر نقش نظام مدیریت دانش در بهبود عملکرد سازمان
کمک به تصمیم گیری بهتر
بهبود و ارتقای عملکرد فعالیتهای مدیریت دانش، بهبود بهرهوری، ایجاد مزیت رقابتی، کاهش هزینهها، بهبود فراهم آوری و تسهیم اطلاعات، بهبود عملکرد سازمان، کمک به تصمیم گیری بهتر، ایجاد زمینه استفاده از بهترین تجارب و افزایش خلاقیت در سازمان نیز از دیگر فواید نظام مدیریت دانش میباشد که مورد تأکید محققان بوده است (نوو و دیگران، ۲۰۰۸).
۲-۱-۱۴-۳ رویکردهای نظام مدیریت دانش
هانسن و دیگران (۱۹۹۹) بیان میدارند اگرچه نظامهای مدیریت دانش در قالبهای گوناگون و متنوعیمیباشند؛ اما در کل در دو دسته یا مقوله طبقه بندی میشوند:
نظام مدیریت دانشی که رویکرد کدگذاری دارند
نظام مدیریت دانشی که رویکرد شخصی دارند
۲-۱-۱۴-۳-۱ رویکرد کدگذاری: در این استراتژی که بر فن آوری اطلاعات تمرکز دارد، دانش در پایگاه اطلاعاتی ذخیره و به رمز تبدیل میگردد، تا افراد سازمان بتوانند در زمان نیاز به سرعت به این اطلاعات دسترسی یابند و آن را مورد استفاده قرار دهند. این روش به افراد مختلف کمک امکان میدهدبدون ارتباط مستقیم با افرادی که به طور بنیادی در توسعه دانش مورد نظر نقش داشتهاند، اطلاعات کدگذاری شده را جستوجو و بازیابی نمایند. استراتژی کدگذاری امکان دستیابی و استفاده مجدد از دانش را افزایشمیدهدو بدین سان موجبات رشد سازمان را فراهم میآورد. این استراتژی قادر است از طریق استفاده مجدد از دانش کدگذاری شده، ابزاری برای نظامهای اطلاعاتی ارائه دهد که ضمن داشتن اعتبار، از کیفیت بالایی نیز برخوردار باشند. در روش انتقال اطلاعات، یک نظام مستند الکترونیکی که قادر به کدگذاری، ذخیرهسازیو انتشار اطلاعات بوده و امکان استفاده مجدد از دانش را فراهم آورد به وجود میآید. در این استراتژی سرمایه گذاریهای کلان در فنآوری دانش که هدف از آن ایجاد ارتباط میان افراد با دانش کدگذاری شده است، صورت میپذیرد. آموزش افراد به شیوه یادگیری از راه دور به وسیله کامپیوتر انجام میگیرد و پاداش آنها نیز بر اساس نقشی که در پایگاه اطلاعاتی داشتهاند، به آنها پرداخت میگردد.
۲-۱-۱۴-۳-۲ رویکرد شخصیسازی: در این استراتژی، به جای تمرکز بر پایگاه اطلاعاتی، بر گفت وگوی میان افراد تأکید دارد. دانشی که کدگذاری نشده و یا احتمال کدگذاری آن وجود ندارد، در جلسات طوفان فکری و مکالمات فرد با فرد، بین افراد رد و بدل میگردد. در استراتژی شخصیسازی، متخصصان به طور دسته جمعی از طریق برگشت به مشکل و مورد توجه قرار دادن آن به منظور یافتن راه حل، بینش عمیقتری را نسبت به مشکل به دست میآورند. به طور خلاصه میتوان گفت که در این استراتژی، دانش با افرادی که در توسعه آن نقش داشتهاند گره خورده است و افراد در ارتباط با یکدیگر از آن اطلاعات نیز سهم میبرند. این استراتژی قادر است با رد و بدل کردن تجربیات بین افراد، برای مشکلات مهم استراتژیک، پیشنهادها و راه حلهایخلاقانهایکه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند، ارائه نماید. در این استراتژی، بیشترین سرمایه گذاری بر روی راه حلهایی انجام میگیرد که قادر است با کمترین هزینه یک مشکل خاص را حل نماید. در روش شخصیسازی، توسعه شبکههای ارتباطی برای ایجاد ارتباط بین افراد به گونهای است که آنها بتوانند با یکدیگر به تبادل دانش پنهان بپردازند. آنها معتقدند که در رویکرد شخصی سازی تمرکز بر خلق و تسهیم دانش از طریق تعاملات رودررو و نیز گروهها و جوامع هم کارکرد میباشد. اما در رویکرد کدبندی تمرکز بر انتقال اسناد (دانش آشکار) میان افراد از طریق فن آوری هایاطلاعاتی و ارتباطی است (هانسن، نوریا و تییرنی، ۱۹۹۹).
ماول (۱۹۹۷) نیز رویکردی با مفهومی مشابه دارد. از منظر وی یک رویکرد، رویکرد صریح است که تأکید و تمرکز آن بر ذخیره و اشتراک دانش آشکار به وسیله فنآوری های اطلاعات و ارتباطات میباشد. رویکرد دیگر، رویکرد ضمنی میباشد که توجه آن به ذخیره و تسهیم دانش نهان خصوصاً از طریق تعاملات انسانی است. جدول۲-۱-۳ تفاوت دو رویکرد شخصیسازی و کدبندی را نشان میدهد.
۵-۴- تغییرات pHو اسیدیته
همان طور که از شکلهای ۴-۵ و ۴-۶ مشخص است با افزایش زمان نگهداری، pH نمونهها کاهش و اسیدیته افزایش یافت (P<0.05). علت آن را میتوان به فعالیت باکتریهای اسیدلاکتیک موجود در دوغ و پدیده بیش اسیدسازی باکتری اسید لاکتیک نسبت داد (امیری و همکاران، ۱۳۸۹).
کیلاساپاتی (۲۰۰۶) گزارش نمود که در طی نگهداری دوغ، لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس در دمای یخچال هم فعالاند و با تخمیر لاکتوز، اسید لاکتیک تولید میکنند در نتیجه اسیدیته افزایش وpH کاهش مییابد. امیری و همکاران (۱۳۸۹) نیز بیان کردند با گذشت زمان نگهداری، pH دوغ کاهش و اسیدیته افزایش مییابد که با نتایج این بررسی مطابقت دارد.
همچنین براساس نتایج این بررسی افزودن پایدارکنندهها تاثیر معنیداری برpH و اسیدیته دوغ نداشت (p>0.05). علت را میتوان به خنثی بودن پایدارکنندهها نسبت داد. امیری و همکاران (۱۳۸۹) در مورد افزودن افزره به ماست نیز به این نتیجه رسیدند.
معین فرد و مظاهری (۲۰۰۸) بیان کردند که افزودن پایدارکنندهها تاثیر قابل توجهی بر pH و اسیدیته محصولات لبنی ندارد. سوکولیس و همکاران (۲۰۰۸) نیز نشان دادند هیدروکلوئیدهای گوار، زانتان و کربوکسی متیل سلولز تاثیری بر درصد اسیدیته ماست ندارد. امیری و اعلمی (۱۳۹۰) نیز نشان دادند که افزودن موسیلاژ دانه ریحان تاثیر قابل توجه و معنیداری بر ترکیبات شیمیایی (اسیدیته و pH) دوغ ندارد. نتایج این تحقیقات نتایج حاصل از این بررسی را تایید می کنند.
با توجه به جدول آنالیز واریانس Lack of Fit بالاتر از ۰۵/۰ وR2 (ضریب تبیین) و Adj R (ضریب تبیین اصلاح شده) بالاتر از ۷۰ درصد است. بنابراین دادههای آزمایش با مدل به خوبی تطبیق داشته و مدل دارای اهمیت بالایی است. لذا در این بررسی این ویژگی قادر است بطور رضایت بخشی تغییرات ویژگیهای مورد آزمون را توجیه کند. مدل پیش بینی شده زیر، برای تغییرات pH و اسیدیته در دوغ، بر اساس پردازش داده ها بدست آمد.
PH=3.98375 - 0.000417*ZO - ۰٫۰۰۰۴۱۷*XAN - ۰٫۰۰۰۴۱۷*CHO+ 0.000417*ARABIC - ۰٫۲۳۵۴۱۷*TIME + ۰٫۰۲۷۵*ZO*ZO - ۰٫۰۰۰۶۲۵*ZO*XAN- 0.000625*ZO*CHO + ۰۰۰۶۲۵*ZO*ARABIC + ۰٫۰۰۰۶۲۵*ZO*TIME+ 0.0225*XAN*XAN - .۰۰۰۶۲۵*XAN*CHO + ۰٫۰۰۰۶۲۵*XAN*ARABIC+ 0.000625*XAN*TIME + ۰٫۰۲۲۵*CHO*CHO + .۰۰۰۶۲۵*CHO*ARABIC+ 0.000625*CHO*TIME + ۰٫۰۲۲۵*ARABIC*ARABIC -۰٫۰۰۰۶۲۵*ARABIC*TIME+ 0.12375*TIME*TIME
ACIDITY=0.503864 + 1.53E-17*ZO - ۵٫۹E-18*XAN - ۳٫۲۴E-18*CHO + ۰٫۱۱۵۸۳۳*TIME
+ ۰٫۰۱۱۱۳۶*ZO*ZO - ۶٫۹۴E-18*ZO*XAN - ۶٫۹۴E-18*ZO*CHO- 6.94E-18*ZO*TIME + ۰٫۰۱۱۱۳۶*XAN*XAN + ۶٫۹۴E-18*XAN*CHO- 6.94E-18*XAN*TIME
۰٫۰۱۱۱۳۶*CHO*CHO + ۶٫۹۴E-18*CHO*ARABIC+ 0.011136*ARABIC*ARABIC - ۶٫۹۴E-18*ARABIC*TIME + ۰٫۰۱۲۳۸۶*TIME*TIME
۵-۵- کپک و مخمر
همانطور که از شکلهای ۴-۷ و ۴-۸ مشخص است با افزایش زمان نگهداری لگاریتم تعداد مخمرها افزایش و. با افزایش غلظت زانتان و پایدارکننده تجاری CHO ، لگاریتم تعداد کپکها کاهش یافت (p<0.05). افزایش مخمرها در طول زمان نگهداری را میتوان این گونه توجیه کرد که ابتدا مخمرها به صورت اسپوری بودند و پس از سازگاری با محیط به صورت فرم رویشی درآمدند و افزایش یافتند. مخمرها به روش غیرجنسی و از طریق جوانه زدن تکثیر مییابند که پس از وارد شدن به فاز تکثیر، شاهد افزایش فعالیت آنها در محیط میباشیم (فرازییر، ۱۹۹۵). مخمرها جزو گروه قارچها هستند و در دامنه وسیعی از pH و غلظتهای متفاوتی از مواد قندی و الکل قادر به رشد میباشند. اکثر مخمرها رطوبت بیشتری نسبت به کپک ها نیاز دارند. به طوری که حداکثر aw برای اکثر مخمرها ۸۸/۰ می باشد. دامنه درجه حرارت مطلوب برای رشد اکثر مخمرها ۳۰-۲۵ درجه سانتی گراد است. مخمرها معمولا احتیاجات تغذیهای پیچیده ای به ویتامین ها و اسیدهای آمینه نشان می دهند. همچنین کپک ها بر خلاف باکتری های حقیقی و اکثر مخمرها به صورت تودههای در هم پیچیده ای که به سرعت گسترش می یابد، رشد می کنند. ممکن است طی دو تا سه روز، چندین سانتی متر از سطح را بپوشانند. کپک ها از نظر نیاز به اکسیژن در دسته هوازی ها قرار میگیرند. اغلب کپک ها می توانند در محدوده وسیعی از غلظت یون هیدروژن رشد نمایند اما رشد کپک ها در pH اسیدی تقویت میشود (فرازییر، ۱۹۹۵).
علت کاهش لگاریتم تعداد کپکها با افزایش پایدارکننده تجاری CHO و زانتان احتمالا به دلیل کاهش فعالیت آبی میباشد. زانتان و پایدارکننده تجاری CHO (صمغ گوار)، قابلیت جذب آب بیشتری نسبت به صمغ زدو و عربی دارند. صمغهای خطی قابلیت جذب آب بالا نسبت به صمغهای منشعب دارند. با افزایش غلظت زانتان و پایدارکننده تجاری CHO رطوبت کاهش مییابد و شرایط برای رشد کپکها دشوار میشود.
با توجه به جدول آنالیز واریانس Lack of Fit بالاتر از ۰۵/۰ و R2 (ضریب تبیین) و Adj R (ضریب تبیین اصلاح شده) پایینتر از ۷۰ درصد است. بنابراین دادههای آزمایش با مدل به خوبی تطبیق نداشته و مدل دارای اهمیت بالایی نیست. لذا در این بررسی این ویژگی قادرنیست بطور رضایت بخشی تغییرات ویژگیهای مورد آزمون را توجیه کند. مدل پیش بینی شده زیر، برای کپک و مخمر در دوغ، بر اساس پردازش داده ها بدست آمد.
YEAST=4.125 - 0.291667*ZO - ۰٫۰۴۱۶۶۷*XAN + ۰٫۰۴۱۶۶۷*CHO - ۰٫۱۲۵*ARABIC
+ ۱٫۲۹۱۶۶۷*TIME - ۴٫۱۶E-16*ZO*ZO + ۰٫۰۶۲۵*ZO*XAN + ۰٫۱۸۷۵*ZO*CHO+ 0.0625*ZO*ARABIC - ۰٫۱۸۷۵*ZO*TIME - ۰٫۶۲۵*XAN*XAN - ۰٫۰۶۲۵*XAN*CHO
+ ۰٫۰۶۲۵*XAN*ARABIC + ۰٫۰۶۲۵*XAN*TIME + ۰٫۱۲۵*CHO*CHO- 0.0625*CHO*ARABIC + ۰٫۱۸۷۵*CHO*TIME - ۰٫۲۵*ARABIC*ARABIC+ 0.0625*ARABIC*TIME + ۰٫۱۲۵*TIME*TIME
MOULD=2.482143 - 2.208333*ZO - ۲٫۱۲۵*ARABIC + ۱٫۳۶۶۰۷۱*ZO*ZO+ 1.491071*ARABIC*ARABIC
۵-۶- شاخصهای رنگ
همانطور که از شکل ۴-۹ مشخص است با افزایش زمان نگهداری شاخص L* (سفیدی) افزایش و با افزایش غلظت زانتان و پایدارکننده CHO شاخص L* کاهش یافت. در غلظتهای پایین صمغ عربی و زانتان شاخص a* کاهش و در غلظتهای بالا شاخصa* افزایش یافت. صمغ عربی و صمغ زدو منجر به افزایش اندیس b* (زردی) شدند. (p<0.05).
مقدار کل پرتوهای برگشت داده شده با شاخص L* مشخص می شود. افزایش در مقدار پرتوهای برگشت داده شده باعث افزایش در سفیدی نمونه ها خواهد شد (اسمیدی و همکاران، ۲۰۰۶). احتمالا با گذشت زمان و در اثر فعل و انفعالاتی که در طی تخمیر رخ داده، ذرات کوچک مولکول تشکیل شده اند، میزان انعکاس نور بیشتر و سفیدی نمونه افزایش یافته است. از آنجایی که شاخص روشنی نمونهها تا حد زیادی بستگی به آب موجود در سطح نمونه دارد. در غلظتهای بالای صمغ زانتان و پایدارکننده CHO قابلیت جذب آب در سطح نمونهها نسبت به صمغ عربی و زدو بیشتر است و در نتیجه شاخص L* کاهش مییابد.
ریبوفلاوین مهمترین ترکیب سبز رنگ در آب خارج شده از ژل میباشد (استافولو و همکاران ۲۰۰۴). همانطور که در بخش سینرزیس مشاهده شد، غلظتهای پایین صمغ عربی و زانتان، بیشترین آب اندازی داشتند. بنابراین میزان بیشتری ریبوفلاوین از ژل خارج شده و شاخص a* (قرمزی) کاهش یافت. در غلظتهای بالای صمغ عربی و زانتان شاخصa* افزایش یافت. علت این امر را میتوان به تغییرات هنگام پاستوریزاسیون نسبت داد. هنگام پاستوریزاسیون ممکن است بعضی رنگدانهها آزاد شوند و شاخصa* را افزایش دهند (گارسیا-پرز و همکاران، ۲۰۰۵). علت افزایش شاخص b* به رنگ زرد صمغ عربی و زدو مربوط میشود.
این بررسیها با نتایج نبی زاده و همکاران (۱۳۹۲) و استافولو و همکاران (۲۰۰۴) مطابقت دارد. نبیزاده و همکاران گزارش کردند در اثر افزودن صمغ زدو به دوغ با افزایش زمان نگهداری شاخص L* افزایش و شاخص a*
شکل ۴-۴ دندروگرام رابطه ارقام یازدهگانه چغندر قند بر پایه نوع علائم ایجاد شده درآنها پس از ۳۵ روز از مایهزنی با سوسپانسیون باکتری حاوی همسانه عفونتزای BCTIV- کشت اول. محور افقی فاصله گروهها را براساس میزان مشابهت آنها نشان میدهد……………………………………………………… ۶۴
شکل ۴-۶ دندروگرام رابطه ارقام یازدهگانه چغندر قند بر پایه نوع علائم ایجاد شده درآنها پس از ۳۵ روز از مایهزنی با سوسپانسیون باکتری حاوی همسانه عفونتزای BCTIV- کشت دوم محور افقی فاصله گروهها را براساس میزان مشابهت آنها را نشان میدهد…………………………………………………۶۷
شکل ۴-۸ دندروگرام رابطه ارقام یازدهگانه چغندر قند بر پایه نوع علائم ایجاد شده درآنها پس از ۳۵ روز از مایهزنی با سوسپانسیون باکتری حاوی همسانه عفونتزای BCTIV- کشت سوم- محور افقی فاصله گروهها را براساس میزان مشابهت آنها را نشان میدهد…………………………………………………. ۶۹
شکل ۴-۱۰ دندروگرام رابطه ارقام یازدهگانه چغندر قند بر پایه نوع علائم ایجاد شده درآنها پس از ۳۵ روز از مایهزنی با سوسپانسیون باکتری حاوی همسانه عفونتزای BCTIV- - محور افقی فاصله گروهها را براساس میزان مشابهت آنها را نشان میدهد.کشت چهارم………………………………………..۷۱
شکل ۴-۱۱ مقایسه میانگین وزن قسمت هوایی، وزن ریشه وزن کل گیاه در ارقام یازدهگانه- روز ۳۵ بعد مایهزنی - کشت اول- ستونهای که دارای حداقل یک حرف مشترک باشند از نظر وزن با یکدیگر اختلاف معنیدار ندارند…………………………………………………………………………………………………………..۷۵
عنوان صفحه
شکل ۴-۱۲ مقایسه میانگین وزن قسمت هوای، وزن ریشه و اثر متقابل بین آنها در ارقام یازدهگانه- روز ۳۵ بعد مایهزنی - کشت دوم - ستونهای که دارای حداقل یک حرف مشترک باشند از نظر وزن با یکدیگر اختلاف معنیدار ندارند. …………………………………………………………………………………………….۷۸
شکل ۴-۱۳ مقایسه میانگین وزن برگ، وزن ریشه و اثر متقابل بین آنها در ارقام یازدهگانه -روز ۳۵ بعد مایهزنی- کشت سوم- ستونهای که دارای حداقل یک حرف مشترک باشند از نظر وزن با یکدیگر اختلاف معنیدار ندارند………………………………………………………………………………………………………….. ۸۰
شکل ۴-۱۴ مقایسه میانگین وزن برگ، وزن ریشه و اثر متقابل بین آنها در ارقام یازدهگانه - روز ۳۵ بعد مایه زنی– کشت چهارم- ستونهای که دارای حداقل یک حرف مشترک باشند از نظر وزن با یکدیگر اختلاف معنیدار ندارند……………………………………………………………………………………………… ۸۲
شکل۴-۱۵ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان- روز ۲۱ بعد از زمان مایهزنی- کشت اول۹۰
شکل۴-۱۶ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان– روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت اول………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۰
شکل۴-۱۷نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان- روز ۲۱ بعد از زمان مایهزنی- کشت دوم………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۱
شکل۴-۱۸ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان-روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت دوم……………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۱
شکل۴-۱۹ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان-روز ۲۱ بعد از زمان مایهزنی- کشت سوم……………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۲
شکل۴-۲۰ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان-روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۲
عنوان صفحه
شکل۴-۲۱ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV و BSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان-روز ۲۱ بعد از زمان مایهزنی- کشت چهارم…………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۳
شکل۴-۲۲ نمودار مقایسه میانگین شاخص شدت علائم بیماری در سه رقم مایهزنی شده با BCTIV وBSCTV-IR بطور انفرادی و آلودگی مخلوط همزمان-روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت چهارم…………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۹۳
شکل ۴-۲۳نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر قسمتهای هوایی سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی –کشت اول. ۹۵
شکل ۴-۲۴ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر ریشه سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی –کشت اول………………..۹۶
شکل ۴-۲۵ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر قسمت هوایی سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت دوم……………..۹۷
شکل۱ -۲۶ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر ریشه سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت دوم………………..۹۸
شکل۴-۲۷ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر قسمت هوای سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت سوم….. …… ۹۸
شکل۴-۲۸ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر ریشه سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت سوم………………………….. ۹۹
شکل۴-۲۹ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر قسمت هوایی سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIV و BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت چهارم…… … ۹۹
شکل۴-۳۰ نمودار مقایسه میانگین دادههای وزن تر ریشه سه رقم مایهزنی شده در آلودگی انفرادی و مخلوط همزمان BCTIVو BSCTV-IR روز ۳۵ بعد از زمان مایهزنی- کشت چهارم………………………۱۰۰
شکل ۴- ۳۱ منحنی تکثیر استانداردهای ویروس BCTIV ……………………………………………………………………102
شکل ۴- ۳۲ منحنی تکثیر استانداردهای ویروس BSCTV-IR …………………………………………………………… 102
شکل ۴- ۳۳ منحنی تکثیر استانداردهای ۱۸S Beet …………………………………………………………………………….102
شکل ۴- ۳۴ آنالیز مقادیر غلظت ویروسهای BCTIV و BSCTV-IR در داخل سه رقم مورد استفاده در سه حالت مایهزنی ( هر ویروس بطور انفرادی و مخلوط در هر دو ویروس)…………………………….۱۰۶
فصل اول
مقدمه
۱-۱ کلیات
بیماری پیچیدگی بوته یا کرلیتاپ چغندرقند (Beet curly top disease, BCTD) یکی از بیماریهای مهم اقتصادی و خسارتزای چغندرقند در ایران و سایر کشورهای جهان میباشد و از جمله مهمترین عوامل محدود کنندهی کشت این محصول به شمار میرود (Bennett, 1971). این بیماری در ایران نخستین بار در سال ۱۳۴۶ از نواحی مرودشت و زرقان استان فارس گزارش شد (ایزدپناه، ۱۳۴۶; Gibson, 1967). در آن سال شدت بیماری چنان بوده است که برخی از مزارع تا ۹۰ درصد دچار آلودگی بودهاند (ایزدپناه، ۱۳۴۶). این بیماری هم اکنون در نواحی مرکزی، جنوبی و شمال شرقی کشور در استانهای فارس، اصفهان، کرمان، خراسان رضوی و شمالی، آذربایجان شرقی و غربی و کرمانشاه دارای اهمیت اقتصادی میباشد (تابعین و همکاران، ۱۳۹۰؛ Bolok Yazdi et al., 2008; Gharouni Kardani et al., 2013). جدایهی ایرانی ویروس پیچیدگی شدید بوتهی چغندرقند (Beet severe curly top virus, BSCTV-IR) که اخیراً به عنوان استرین C از ویروس پیچیدگی بوتهی چغندرقند (Beet curly top virus, strain C, BCTV-C [IR:86]) طبقهبندی شده است و ویروس ایرانی پیچیدگی بوتهی چغندرقند (Beet curly top Iran virus, BCTIV) بهعنوان عوامل بیماری پیچیدگی بوتهی چغندرقند در ایران گزارش شدهاند (Adams et al., 2013; Briddon et al., 1998; Heydarnejad et al., 2007).
مطالعه بر روی ویروسهای پیچیدگی بوتهی چغندرقند و سایر جمینیویروسها به دلیل عدم امکان انتقال آسان و سریع آنها و ضرورت استفاده از حشرات ناقل برای انتقال، در گذشته با مشکل روبرو بوده است. یکی از ابزارهای قوی برای مطالعات ژنتیکی از جمله آزمایش مقاومت گیاهان میزبان و امکان انتقال این ویروسها، تولید همسانهی عفونتزای آنها میباشد (Nagyová and Subr., 2007; Rigden et al., 1996) که برای انتقال جمینیویروسها به گیاهان میزبان در گلخانه، مورد استفاده قرار میگیرد (Boultan, 1995).
خوشبختانه همسانه عفونتزای هر دو ویروس BSCTV-IR و BCTIV در مرکز تحقیقات ویروس شناسی گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز تولید شده و در این مرکز وجود دارد. این همسانهها منبع نامحدودی برای ارزیابی مقاومت ارقام گیاهان میزبان به ویروس و مطالعات دیگر فراهم کرده است (Ebadzad Sahraei et al., 2008; Soleimani et al., 2013). اخیراً طی یک مطالعه مقاومت ۱۸ رقم مختلف چغندر قند به BSCTV-IR با بهره گرفتن از همسانه عفونتزای این ویروس بررسی گردید (فتاحی ۱۳۹۱). نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد تنها رقمی که تمام گیاهان تیمار شده در آن آلوده به ویروس بوده و علائم شدید نشان دادند رقم Brigita بود. در نتیجه این رقم به عنوان رقم شاهد در نظر گرفته شد و سایر ارقام با آن مقایسه شدند. تجزیه واریانس دادههای شدت بیماری بر روی ارقام چغندر قند مورد بررسی در این مطالعه نشان داد که بین ارقام از نظر مقاومت به بیماری با رقم شاهد تفاوت معنیدار وجود دارد. بر این اساس ارقام در برابر BSCTV-IR به ۳ گروه متحمل شامل ارقام BR1،FIMMA ،HM1990 ،۷۲۳۳ ،H5505 ، حساس شامل ارقام رسول، افشاری، بالک هیبرید شیراز، P.P.8، P.P.22، Dorothea، زرقان، ریزوفورت، IC، Flores، Hilma و Polyrow و خیلی حساس که تنها رقم Brigita بود طبقه بندی شدند. همچنین اخیراً مطالعات نسبتاً زیادی در مورد موقعیت تاکسونومیکی، روش بیماریزایی و دامنهی میزبانی BCTIV صورت گرفته است (Heydarnejad et al., 2013; Soleimani et al., 2013; Gharouni Kardani et al., 2013 ). در سالهای اخیر، BCTIV به عنوان عامل اصلی بیماری پیچیدگی بوتهی چغندرقند در ایران گزارش شده است (Bolok Yazdi et al., 2008) و از طرفی دیگر گزارشهای متعددی در مورد میزان خسارت این ویروس و BSCTV-IR به محصول استراتژیک چغندرقند وجود دارد لکن اطلاعات چندانی در مورد واکنش ارقام مختلف چغندر قند به BCTIV در دسترس نیست؛ بنابراین تکمیل اطلاعات در این مورد ضروری به نظر می رسید. براین اساس بخشی از اهداف این مطالعه به این موضوع اختصاص یافت. همچنین اخیراً به منظور روشن شدن نقش هر کدام از دو ویروس BSCTV-IR و BCTIV در ایجاد بیماری پیچیدگی بوته چغندر قند طاهری (۱۳۹۱) نسبت به بررسی برهمکنش دو ویروس مزبور در چغندر قند از طریق آلودگی همزمان و غیر همزمان اقدام نمود. نتایج این مطالعه نشان داد که در آلودگی مخلوط همزمان غلظت هر دو ویروس نسبت به آلودگی انفرادی افزایش می یابد. از سوی دیگر در آلودگی غیر همزمان میزان BCTIV در طی گذرش های (passages) متوالی از گیاهی به گیاه دیگر افزایش و میزان BSCTV-IR کاهش می یابد. از آنجا که مطالعه طاهری (۱۳۹۱) تنها بر روی یک رقم چغندر قند و یک رقم گوجه فرنگی انجام شد تاثیر رقم بر برهمکنش BSCTV-IR و BCTIV در چغندرقند روشن نشد، لذا بخش دیگر این مطالعه به تاثیر نوع رقم بر روی برهمکنش این دو ویروس در چغندرقند اختصاص یافت.
فصل دوم
مروری بر پژوهشهای گذشته
۲-۱- توصیف جمینیویروسها و اهمیت آنها
بنظر میرسد جمینیویروسها جزوه اولین ویروس های گیاهی هستند که از نظر پیدایش علایم توصیف شده اند چرا که در ۷۵۲ سال پس از میلاد مسیح Koken ملکهی ژاپنی در شعری به توصیف ظاهر پائیزی گیاه زینتی Eupatorium makinoi در تابستان میپردازد. امروزه مشخص شده است که این خصوصیات مرتبط با آلودگی این گیاه به یک جمینیویروس بوده است (., 2003). در نیمهی دوم قرن نهم گیاهان Abutilon بهخاطر ظاهر زیبا و عجیبشان که ناشی از آلودگی ویروسی بود، مورد استقبال مردم اروپا قرار گرفتند و بدین ترتیب Abutilon mosaic virus (AbMV) در سرتاسر دنیا گسترش یافت (., 2000). برخلاف دو مورد مذکور که این ویروسها گیاهان زینتی را آلوده کرده بودند، بیشتر جمینیویروسها محصولات مهم اقتصادی را مورد تهاجم قرار میدهند که این خود نتیجهی گسترش سریع جمعیتهای حشرات ناقل و نقل و انتقال جهانی مواد گیاهی میباشد. پیدایش بیوتایپهای جدید سفیدبالک Bemisia tabaci (., 2011; ., 2006) که ناقل تعدادی از جمینی ویروس ها است به طور قابل ملاحظهای موجب توسعه و تکامل این ویروسها در سرتاسر کشورهای گرمسیری و نیمه گرمسیری شده است. بدین ترتیب جمینیویروسها بهعنوان یکی از مخربترین عوامل بیماریزای گیاهی برای محصولات مهم اقتصادی از جمله لوبیا، کاساوا، پنبه، ذرت، فلفل، چغندرقند، گوجهفرنگی و سیبزمینی شیرین به شمار میروند (Moffat, 1999). از آنجائیکه بسیاری از این محصولات به عنوان کالای ضروری غذایی در امرار معاش مردمان کشورهای گرمسیر و نیمهگرمسیر به حساب میآیند، امروزه مبارزه با اپیدمیهای جمینیویروسی یکی از مهمترین چالشها بهمنظور ثبات اقتصادی و اجتماعی این نواحی به شمار میآیند. تخمین خسارتهای اقتصادی ناشی از این ویروسها کار دشواری است، اما خسارت برخی از آنها گزارش شده است که بسیار زیاد است، بهعنوان مثال African cassava musaic virus (ACMV) هر ساله حدود دو میلیون دلار خسارت در آمریکا وارد میکند (Hull, 2002; Hull and Davies, 1992; Jeske, 2009).
در تحقیقات و مطالعات کاربردی، جمینیویروسها از محبوبیت ویژهای برخوردارند و بهعنوان ابزاری برای مطالعهی بیولوژی مولکولی، تنظیمات ژنهای گیاهی و برهمکنشهای سلولی مورد استفاده قرار گرفتهاند. به دلیل اندازهی کوچک این ویروسها مطالعهی همانندسازی DNA، نسخهبرداری، بیان پروتئین، فرآیندهای mRNA و خاموشی ژن به کمک این ویروسها بسیار آسانتر از استفاده از جایگزینهای سلولی آنها بوده است (Jeske, 2009).
هم اکنون گسترش جمینی ویروس ها در نواحی مرکزی، جنوبی و شمال شرقی کشور در استانهای فارس، اصفهان، کرمان، خراسان رضوی و شمالی، آذربایجان شرقی و غربی و کرمانشاه دارای اهمیت اقتصادی میباشد (تابعین و همکاران، ۱۳۹۰؛ Bolok Yazdi et al., 2008; Gharouni Kardani et al., 2013).
٢-۲- طبقه بندی تیره Geminiviridae
نام جمینی ویروس نخستین بار توسط Harrison و همکارانش در سال ١٩٧٧ به منظور توصیف این گروه از ویروس ها مورد استفاده قرار گرفت (Harrison, 1985; Hanely-Bowdoin et al., 1999; Rojas et al., 2005).
جمینیویروسها متعلق به تیرهی Geminiviridae، دومین خانوادهی بزرگ از ویروسهای بیمارگر گیاهی به شمار میآیند و گروهی متنوع از مهمترین بیمارگرهای گیاهی در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری را در بر میگیرند (, 2012; Varma and Malathi, 2003).
جمینی ویروسها در سال ١٩٩۵ توسط کمیته بین المللی طبقهبندی ویروسها (ICTV) در تیره Geminiviridae قرار داده شدند (Briddon and Markham, 1995). در نهمین گزارش ICTV، این تیره بر اساس سازماندهی ژنوم ویروس، دامنهی میزبانی، نوع حشرهی ناقل و برخی خصوصیات بیولوژیکی به چهار جنس به شرح زیر طبقهبندی شدهاند (, 2012; , 2008).
Begomovirus: ویروسهای این جنس دارای ژنوم یک یا دو بخشی میباشند. اکثریت آنها دارای ژنوم دوبخشی با عناوین DNA A و DNA B بوده و گیاهان دولپهای را آلوده میسازند و توسط سفیدبالک Bemisia tabaci انتقال مییابند. این ویروسها یک یا دو چارچوب خوانش در رشته ویروسی و چهار چارچوب خوانش در رشته مکمل بر روی DNA A دارند، در روی DNA B تنها یک چارچوب خوانش در رشته ویروسی و یک چارچوب خوانش در رشته مکمل واقع شده است. هر دو قطعهی ژنوم دارای یک ناحیهی عمومی (common region, CR) مشترک در ناحیهی بینژنی (Intergenic region, IG) هستند. در ناحیه بین ژنی هر دو قطعه DNA یک ساختار حلقه – ساقه است. در قسمت حلقه این ساختار یک موتیف ۹ نوکلوتیدی حفاظت شده ((۵’-TAATATT/AC-3′ قرار دارد که حاوی سایت برشی پروتئین همراه با همانند سازی ویروس است (Rojas et al. 2005). ویروس تیپ این جنس، ویروس موزائیک طلایی لوبیا (Bean golden mosaic virus BGMV) معرفی شده است.
Mastrevirus: اعضای این جنس دارای ژنوم یک بخشی با دو چارچوب خوانش در رشته ویروسی و دو چارچوب خوانش در رشته مکمل و همچنین دارای یک ناحیهی بین ژنی بلند و یک ناحیهی بین ژنی کوتاه در ژنوم خود میباشند. میزبان تکلپهای دارند (به استثنای سه گونه که میزبان دولپهای دارند) و توسط زنجرکهای برگی تیرهی Cicadellidae انتقال مییابند. ویروس تیپ این جنس، ویروس رگهای ذرت (Maize streak virus, MSV) میباشد.
Curtovirus: اعضای این جنس دارای ژنوم یکبخشی با سه جهارچوب خوانش در رشته ویروسی و چهار چهارچوب خوانش در رشته مکمل و یک ناحیه بین ژنی می باشند و اعضای این جنس فقط گیاهان دو لپه ای را آلوده می کنند، در هر دو جهان قدیم و جدید مشاهده شدهاند و توسط زنجرکهای برگی از جنس Circulifer انتقال مییابند. ویروس پیچیدگی بوتهی چغندرقند Beet curly top virus (BCTV) به عنوان ویروس تیپ این جنس معرفی شده است. اطلاعات بیشتر در مورد این جنس در بخش ۲-۳ آورده شده است.
Topocuvirus: این جنس تنها دارای یک گونه به نام ویروس شبه پیچیدگی بوتهی گوجهفرنگی Tomato pseudo-curly top virus (TPCTV) میباشد. TPCTV دارای ژنوم یکبخشی با دو چارچوب خوانش در رشته ویروسی و چهار چارچوب خوانش در رشته مکمل و یک ناحیهی بین ژنی است، میزبان دولپهای دارد و توسط زنجرک درختی Micrutalis mallcifera از تیرهی Membracidae منتقل میشوند.
بر اساس آخرین تغییرات و اصلاحات انجام گرفته در طبقهبندی ویروسها توسط ICTV ( http://talk.ictvonline.org/files/ictv_official_taxonomy_updates_since_the_8th_report/m/plant-official/4454.aspx) و براساس گزارشات جدید (Varsani et al., 2014) سه جنس جدید به تیرهی Geminiviridae اضافه شده است که عبارتند از:
Becurtovirus: گونهی تیپ این جنس ویروس ایرانی پیچیدگی بوتهی چغندرقند (Beet curly top Iran virus, BCTIV) میباشد که دارای ژنوم یکبخشی با سه چارچوب خوانش در رشته ویروسی و دو چارچوب خوانش در رشته مکمل و دو ناحیهی بین ژنی است. موتیف نه نوکلئوتیدی) ۵’-TAAGATTT/CC-3′ ( اعضای این جنس جدید بوده و دارای یک سایت برشی منحصربهفرد میباشد. خصوصیات این جنس به تفصیل در بخش ۲-۴ شرح داده خواهد شد.
Turncurtovirus: تنها دارای یک گونه تحت عنوان ویروس پیچیدگی بوتهی شلغم (Turnip curly top virus, TCTV) میباشد. سازمان ژنوم این ویروس در رشته ویروسی دارای ۲ چارچوب خوانش و در رشته مکمل دارای ۴ چارچوب خوانش است. آرایش رشته مکمل شبیه به کورتوویروسها میباشد. مقایسات توالی نوکلئوتیدی، نزدیکی بیشتر این ویروس را به گونههای جنس Curtovirus تا گونههای دیگر جنسهای تیرهی Geminiviridae نشان داد هر چند که مطالعات فیلوژنتیکی مشخص کرد که این ویروس واگرایی زیادی نسبت به کورتوویروسها دارد (, 2010a). ناقل این ویروس زنجرک Circulifer haematoceps میباشد (, 2012). با توجه به یافتههای اخیر و توافق نهایی اعضای کمیتهی بینالمللی طبقهبندی ویروسها، TCTV بهعنوان تنها گونهی جنس Turncurtovirus معرفی گردید (, 2013).
معیار Z-Score یک مفهوم آماری است که ارتباط یک متغییر تصادفی در یک جامعه آماری را نسبت به میانگین جامعه بازنمایی می کند. این معیار نشان می دهد که مقدار یک متغییر تصادفی در یک جامعه آماری نرمال یا غیرنرمال می باشد. با این معیار می توان جامعه های آماری مختلف را به صورت بازه ای قابل مقایسه با یکدیگر تبدیل کرد. یکی از کاربردهای این امتیاز در زندگی واقعی امتحان قابلیت استفاده[۱۱۶] می باشد. این معیار نشان می دهد که یک متغییر تصادفی به اندازه چند واحد انحراف معیار از میانگین فاصله دارد. برای محاسبه این معیار از فرمول زیر استفاده می شود.
در شکل زیر می توانید رفتار یک جامعه آماری را در قبال معیار z-score مشاهده کنید.
نمودار توزیع z-score.
با بهره گرفتن از این معیار در این پژوهش، معیاری ارائه داده ایم تا به شناسایی نفوذگران در شبکه بپردازیم. چرا که این معیار قادر به بازنمایی افرادی است که در جامعه رفتار متفاوتی از خود نشان می دهند. فرمول ارائه شده در زیر بر همین مبنا ارائه شده است.
در فرمول فوق میانگین و انحراف معیار درجه ارتباطی گره های شبکه می باشد. متغییر تصادفی یا همان درجه کلی گره است. همچنین درجه خروجی گره و درجه ورودی گره می باشد. در این معیار دو پارامتر میانگین و انحراف معیار در شبکه می بایست یاد گرفته شوند. در نتیجه این معیار نیاز به مدت زمانی جهت مشاهده و تخمین میانگین و انحراف معیار شبکه دارد. مزیت استفاده از این معیار این است که می توان رفتار یک فرد را در شبکه های متفاوت بررسی و رهگیری کرد.
- شناسایی نفوذگران
در روش ارائه شده یک سری معیارهای شباهت معرفی شده که می تواند در زمینه شناسایی نفوذگران کارگشای سیستم های امنیتی باشد. معیارهای ارائه شده برای تمامی میزبان ها در شبکه محاسبه می شود. سپس به صورت تکی با در نظر گرفتن حد آستانه تنظیم شده جهت شبکه و یا به صورت گروهی با بهره گرفتن از کلاسه کننده ها می تواند نفوذگران احتمالی را شناسایی کند.
فصل پنجم
- آزمایشات و نتایج
- مقدمه
در این فصل به بررسی تاثیرات حاصل از اعمال معیارهای شباهت در شناسایی نفوذگران در شبکه می پردازیم. در ابتدا دربخش ۵-۲ به بررسی نحوه ساخت گراف و پارامترهای تاثیر گذار در این پردازش خواهیم پرداخت. سپس در بخش ۵-۳ روند ساخت گراف یک سویه بر مبنای گراف دو سویه بررسی خواهیم کرد. به عنوان نتایج این کار معیارها به صورت تکی و جمعی بررسی خواهد شد.
- شبیه سازی گراف شبکه
همان طور که گفته شد برای شبیه سازی ساختار شبکه و تولید ترافیک نرمال از توزیع Power law استفاده شده است. در دنیای واقعی بسیاری از شبکه ها دارای ساختار Scale free می باشند و از توزیع ذکر شده استفاده می کنند. در این توزیع تعداد اندکی از میزبان ها دارای درجه کلی بسیار بالا تر از میانگین شبکه و تعداد زیادی از میزبان ها دارای درجه کلی بسیار کم تر از میانگین شبکه می باشند.
در تولید ترافیک نرمال، یک سری پارامتر وجود دارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد. این پارامترهای مرتبط با شبکه شامل α و و نیز تعداد نفوذگران می باشند. جهت بررسی این پارامترها از دو معیار ضریب خوشه بندی محلی و ضریب خوشه بندی وزن دار محلی استفاده شده است.
- پارامتر α: این پارامتر نوعی وزن به گره های با درجه ورودی بالا می دهد. هر چه مقدار این پارامتر بیشتر باشد گره های با در جه ورودی بالاتر شانس بیشتری جهت ارتباط با گره تازه وارد به شبکه دارند. به ازای مقادیر متفاوت α گراف شبکه را شکل داده و با بهره گرفتن از دو معیار ذکر شده به شناسایی نفوذگران پرداختیم. در شکل زیر نتایج این آزمایش را مشاهده می کنید.
نتایج شناسایی نفوذگران در شبکه هایی با مقدار α متغییر. در قسمت (a) پارامتر α دارای مقدار ۰٫۲، در قسمت (b) پارامتر α دارای مقدار ۰٫۵، در قسمت © پارامتر α دارای مقدار ۰٫۷ و نیز در قسمت (d) پارامتر α دارای مقدار ۰٫۲ می باشد.
- پارامتر : این پارامتر تعداد گره های اولیه را در هنگام ساخت شبکه تعیین می کند. در ابتدا به تعداد گره وارد شبکه می شود و به طور تصادفی بین آن ها لبه ایجاد می شود. پس از این مرحله مقداردهی، گره ها یکی یکی به شبکه اضافه می شوند و بر اساس فرمول Power law بین آن ها و یکی از نود ها که دارای بالاترین احتمال است لبه ایجاد می شود. میزان این پارامتر بر روند شناسایی توسط ضریب خوشه بندی محلی موثر است. حال آن که بر روی معیار شناسایی ضریب خوشه بندی وزن دار محلی نسبتا بی تاثیر است. شایان ذکر است گراف شبیه سازی شده دارای ۱۰۰۰ گره می باشد. در شکل زیر می توانید تاثیر تغییرات این پارامتر را بر معیارهای شناسایی ذکر شده مشاهده کنید.
نتایج شناسایی نفوذگران در شبکه هایی با مقدار متغییر. در قسمت (a) پارامتر دارای مقدار ۱۰، در قسمت (b) پارامتر دارای مقدار ۵۰، در قسمت © پارامتر دارای مقدار ۱۰۰ و نیز در قسمت (d) پارامتر دارای مقدار ۲۰۰ می باشد.
- پارامتر تعداد نفوذگران: پس از ساخت گراف شبکه، نفوذگران به شبکه تزریق می شوند. نفوذگران طعمه های خود را به صورت تصادفی انتخاب کرده و با آن ها ارتباط برقرار می کنند. تعداد نفوذگران نسبت به افراد عادی بسیار کمتر می باشد. در نتیجه مجموعه داده مرتبط با تشخیص نفوذ جزء دسته مجموعه دادهای نا متوازن[۱۱۷] می باشد. در بررسی های انجام شده مشخص شد که روش تحلیل شبکه های اجتماعی نسبت به تغییرات درصد نفوذگران در شبکه چندان حساس نمی باشد. در شکل زیر نتایج حاصل از تزریق درصدهای متفاوت نفوذگران به ساختار شبکه با توجه به دو معیار ضریب خوشه بندی محلی و ضریب خوشه بندی وزن دار می توان مشاهده کرد.
نتایج شناسایی نفوذگران در شبکه هایی با توجه به درصد متغییر نفوذگران. در قسمت (a) درصد نفوذگران مقدار ۰٫۰۲، در قسمت (b) درصد نفوذگران مقدار ۰٫۰۴ در قسمت © درصد نفوذگران مقدار ۰٫۰۵و نیز در قسمت (d) درصد نفوذگران مقدار ۰٫۰۸ می باشد.
۲۲/۳
۰۰۰۱/۰
آگاهی اجتماعی
۸۴/۰
۱۷/۸
۰۰۰۱/۰
مدیریت رابطه
۱۸/۰
۳۳/۱
۲۰/۰
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه
در این فصل، ابتدا نتایج و یافته های پژوهش به طور مختصر بیان میشود و سپس به بحث و تفسیر در باب چرایی نتایج به دست آمده، پرداخته میشود. نتایج هرکدام از سؤالات به ترتیب مطرح و توضیح داده میشود.
۵-۱- بحث و نتیجهگیری
ارزیابی میزان شایستگی عاطفی- اجتماعی مدیران ادارات آموزش و پرورش استان فارس نشان داد که به طور کلی شایستگی عاطفی – اجتماعی مدیران و ابعاد آن به جز بعد خودآگاهی از سطح مطلوب به طور معناداری پایینتر بوده است. اما شایستگی عاطفی اجتماعی مدیران و ابعاد آن به جز بعد مدیریت رابطه از سطح کفایت قابل قبول به طور معناداری بالاتر هستند.
با توجه به یافتهها میتوان گفت که شایستگی عاطفی- اجتماعی مدیران در سطح مطلوبی قرار ندارد و بر این اساس میتوان چنین استدلال نمود که شاید عدم توجه مدیران به مساله شایستگی عاطفی و اجتماعی و غفلت و کم توجهی آنان بدین موضوع باعث چنین نتیجهای شده است. همواره آموزش مدیران در حیطه های مختلف سازمانی میتواند سطح شایستگیهای آنان را بالا برده و میزان توجه آنان را به مسائل تحت تاثیر قرار دهد. پس احتمالاً تلاش درجهت آموزش دادن مدیران و اطلاع رسانی به آنان در خصوص انواع مزایای داشتن مهارتها و شایستگیهای مختلف صورت نگرفته و ایجاد انگیزهای به منظور بروز شایستگیهای مختلف در بین مدیران اعمال نشده است. همچنین به نظر میرسد از سوی مدیران تلاشی در جهت ارتقا میزان شایستگیها صورت نگرفته است. میتوان چنین نیز استنباط نمود که مدیران نمونه پژوهش توانمندی بالایی در بروز شایستگی عاطفی – اجتماعی خود نداشته باشند و نیاز به توسعه آن در بین مدیران ضروری است. همچنین میتوان گفت که توجه به بعد خودمدیریتی؛ مدیریت رابطه و آگاهی اجتماعی بیشتر بوده و مدیران احتمالاً رفتارهایی از این دست را در دستور کار قرار دادهاند. اما به نظر میرسد از جنبه خودآگاهی در میران فعالیتی شکل نگرفته و کمتر به زمینههای خودآگاهی که توجه به انگیزش و احساس افراد بوده توجه شده است.
تعیین میزان رفتار شهروندی سازمانی کارکنان ادارات آموزش و پرورش استان فارس نشان داد که میانگین رفتار شهروندی سازمانی کارکنان از دیدگاه مدیران از سطح کفایت مطلوب به طور معناداری پایینتر هستند. همچنین ملاحظه شد که میانگین رفتار شهروندی سازمانی در سطح کفایت قابل قبول ارزیابی شد.
با توجه به یافتهها میتوان بیان نمود که شاید کارکنان با برخی عوامل مرتبط با رفتارهای شهروندی آشنا نیستند که این خود میتواند در پایین بودن میزان رفتار شهروندی موثر باشد. احتمالاً مدیرانی که شایستگی پایینی در ابعاد اجتماعی و عاطفی دارند، در محیط سازمانی با مشکلات ویژهای از سوی زیردستان خود نظیر عدم حس همدردی با همکاران، عدم مشارکت جمعی و عدم ارتباط مطلوب با بخشهای دیگر روبرو میشوند. همچنین به نظر میرسد مدیران بخشهای مختلف با هم همکاری مناسبی جهت القا رفتار شهروندی مناسب به کارکنان نداشته باشند.
لذا میتوان گفت که مدیران در ارائه نوع شایستگی که بتواند رفتار شهروندی را تحت تاثیر قرار دهد با همدیگر وحدت نظر نداشته باشند. عملکرد رفتارهای شهروندی سازمانی نیازمند اعتماد به دیگران برای انجام کامل تعهداتشان میباشد. احتمالاً مدیران سازمان به کارکنان زیر دست خود اعتماد کافی در اجرای تعهداتشان نداشته و همین امر در میزان پایین عملکرد رفتار شهروند سازمانی تاثیر گذار بوده است. ناتوانی یک گروه یا طرف رابطه برای انجام یک توافق قراردادی، ایمان و اعتمادی را که در وهله اول به ایجاد قرارداد کمک میکند، تضعیف مینماید. بنابراین، عملکرد رفتارهای شهروندی توسط اعتماد پیشبینی پذیر است. لذا ضرورت مینماید مدیران جهت بالا بردن رفتار شهروندی کارکنان خود تلاش و کوشش بیشتری به خرج دهند و به آنان اعتماد نمایند. همچنین میتوان گفت شاید با توجه به اینکه رفتار شهروندی یک رفتار سازمانی رسمی نیست و به طور غیر رسمی بروز مییابد به وسیله نیروهای غیر رسمی داخل و خارج سازمان تحت تاثیر قرار گرفته است. با توجه به این که رفتار شهروندی جزء شرح وظایف رسمی و قابل ارزیابی کارکنان تعریف نشده و از سوی دیگر کارکنان بیشتر روی عملکردهای عینی و قابل اندازه گیری و مشهود برای مدیران تاکید میکنند، به همین دلیل این نوع رفتار پایینتر از حد مطلوب ارزیابی شده گرچه که به دلیل وجود رفتارهای انسان دوستانه اخلاقی برخی کارکنان صرف نظر از آن که مورد نظر و توجه مدیران قرار بگیرد یا خیر- این نوع رفتار در حد کفایت قابل قبول ارزیابی شده است.
تعیین قدرت شایستگیهای عاطفی ـ اجتماعی مدیران، در پیشبینی رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارای سوابق مختلف خدمتی نشان داد که ابعاد شایستگی عاطفی- اجتماعی پیشبینیکننده معنادار رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارای مدارک تحصیلی مختلف میباشند و سهم معنادار در پیش بینی رفتار شهروندی کارکنان دارند. یافتهها با نتایج پژوهشهای لانگ لینگ (۲۰۱۱)، سانویلی (۲۰۰۸)، احمدی و دیگران (۲۰۱۱)، مؤمنی (۲۰۰۹)، مشبکی و خلیلی شجاعی (۱۳۸۸) و بابایی زکلیکی و مؤمنی (۱۳۸۵)، مختاریپور و همکاران (۱۳۸۶)، بهرنگی و موحدزاده (۱۳۸۹) و ملایی و همکاران (۱۳۹۰) همراستا و با نتایج پژوهش حاجیکریمی و همکاران (۱۳۹۰) ناهم راستا میباشد.
میتوان گفت که در مدیران با سابقه خدمت ۱ تا ۱۰ سال به دلیل عدم توجه کافی به جنبه های رفتاری عاطفی فردی نسبت به اجتماعی از قبیل توجه به احساسات شخصی، توجه به احساس تلاش در مواقع ضروری، کنترل خشونت عصبانیت و رفتارهایی نظیر این، قدرت پیشبینی بعد خودآگاهی از شایستگیهای عاطفی- اجتماعی پایین گزارش شد. اما میزان پیشبینی کنندگی قوی بعد آگاهی اجتماعی را در مدیران با سوابق خدمت ۱تا ۱۰ سال را نیز میتوان چنین بیان نمود که احتمالاً به عوامل اجتماعی در محیط کاری خود توجه ویژه داشته و به حداقل این عوامل نظیر توجه به شکستها و موفقیتهای زیر دستان، برقراری ارتباط دوستانه، آموزشها جهت حل مشکلات و رفتار اینچنینی توجه کافی مبذول میدارند. همچنین با توجه به یافتهها به منظور قابلیت پیش بینی گنندگی ابعاد شایستگی عاطفی- اجتماعی مدیران در رفتار شهروندی کارکنان دیده میشود که در بقیه سوابق خدمتی مختلف مدیران نیز بعد آگاهی اجتماعی قدرت پیش بینی کنندگی بالاتری نسبت به سایر ابعاد را داراست که میتواند موارد مستدل شده بالا برای مدیران با سوابق دیگر خدمتی نیز صادق باشد. همچنین عدم پیش بینی کنندگی معنادار ابعاد خود مدیریتی و مدیریت رابطه در برخی سوابق خدمتی نظیر سوابق خدمتی ۱ تا ۱۰سال و ۱۱ تا ۲۰ سال میتوان گفت عدم توجه به مواردی از قبیل توجه به احساسات شخصی، توجه به احساس تلاش در مواقع ضروری، سازگاری با محیط کار، بهبود و ارتقا شغلی، عدم احترام به زیر دستان و رفتارهایی از این دست اشاره نمود. در این بین نتایج زیر نیز میتواند قابل تعمق و تامل باشد.
بعد آگاهی اجتماعی در بین مدیران با سابقه ۲۱ سال به بالا از پیشبینی کنندگی بالاتری نسبت به سایر ابعاد شایستگی برخوردار بود. میتوان گفت شاید اعمال رفتار و توجه بیشتر به عوامل شکل گیری چنین عملی باعث شده است که این میزان پیش بینی کنندگی را بالا ببرد. همچنین ابعاد خودمدیریتی و بعد مدیریت رابطه دارای پایینترین قابلیت پیشبینی بودند که میتوان عدم توجه کافی به عواملی نظیر تصمیمگیری صحیح در حل اختلافات کارکنان، توجه به ارتقا وضعیت شغلی خود و رفتارهایی از این دست اشاره کرد. این نکته را هم میتوان مدنظر قرار داد که شاید با توجه به اکتسابی بودن برخی شایستگیهای عاطفی- اجتماعی، مدیران با سابقه ۲۱سال به بالا در طی سنوات خدمتی خود به اهمیت آگاهی اجتماعی و اثرات آن در محیط سازمانی پی برده و مهارتهای این نوع آگاهی را به عنوان عاملی مهمی در تعامل با کارکنان به کار گرفتهاند و بروز دادهاند.
نکته قابل توجه در تحلیل جدول مربوط این نکته است که در مدیران با سابقه ۲۰ سال به بالا همه ابعاد شایستگی باعث بروز رفتار شهروندی سازمانی بالا میشود . شایان ذکر است که نکته حاضر نشان میدهد که تجربه و سابقه خدمت مدیران عامل بسیار مهمی است که بر رفتار شهروندی تاثیر دارد.
پس از بررسی نتایج میتوان چنین بیان نمود که در پیشبینیکنندگی قوی رفتار شهروندی به وسیله بعد آگاهی اجتماعی در برخی سوابق خدمتی شاید رشد یافتگی مدیران در این زمینه اثر گذار بوده و یا شاید این کارکنان به تاثیر بعد آگاهی اجتماعی به عنوان عاملی موثر در رفتار شهروندی کارکنان بیشتر معتقدند تا ابعاد دیگر از شایستگیهای عاطفی اجتماعی. میتوان چنین نیز تصور نمود که مدیران در شایستگیهای عاطفی – اجتماعی خود در این زمینه به رشد یافتگی و بلوغ کافی رسیدهاند و به آگاهی اجتماعی توجه ویژه دارند تا بتوانند در آینده از مزایای آن به منظور ارتقا سطح کیفی سازمان استفاده نمایند.
در بررسی جنبه های اثر گذار بر رفتار شهروندی میتوان عوامل مختلفی را ذکر کرد که در بررسیهای فرا تحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل اثر گذار برآن بیانگر این واقعیت است که چهار دسته از این عوامل مورد تأکید تحقیقات بوده است که عبارتند از: ویژگی های فردی کارکنان (همچون؛ رضایت کارکنان، تعهد سازمانی، ادراک از عدالت و ادراک از حمایت گری رهبری)، ویژگی های شغلی (همچون؛ بازخورد شغلی، تکراری بودن شغل و رضایتمندی درونی شغل)، ویژگیهای سازمانی ( همچون سیستم پاداش و قدردانی سازمانی و ادراک از حمایتگری سازمانی)، رفتارهای رهبری و مدیریت همچون؛ سبک رهبری و شایستگیهای عاطفی و اجتماعی) در این میان میتوان به نقش مثبت و موثر شایستگیهای عاطفی- اجتماعی به دلیل مدنظر قرار دادن پژوهش حاضر ذکر کرد که از اهمیت ویژهای در پیش بینی رفتار شهروندی با توجه به یافته های پژوهش برخوردار است.
در خصوص پایین بودن نقش پیش بینی کنندگی بعد خود آگاهی به منظور رفتار شهروندی هم میتوان گفت که شاید عدم توجه کارکنان یا مدیران بدین مقوله بوده و یا مدیران به درجات بالای بلوغ فکری در زمینه خود آگاهی در سوابق پایین خدمتی نرسیده باشند. همچنین شاید کارکنان معتقدند نقش آن چندان در پیش بینی شایستگی عاطقی – اجتماعی قابل ملاحظه نیست. هر چند به نظر میرسد خود آگاهی داشتن شاید بتواند در میزان رفتار شهروندی اثرات مثبتی ایجاد کند اما کارکنان بدان توجه چندانی ندارند و مدیران آنان احتمالاً بیشتر به جنبههای عمومی وظایف خود مشغول بوده و توجه و تلاش چندانی به خود شکوفایی این زمینه مهم از جنبه های رفتار فردی در خود ندارند. در خصوص بعد مدیریت رابطه میتوان گفت که احتمالاً مدیران سازمان در روابط خود با کارکنان ضابطه مدار بوده و شرایط منعطفی در روابط خود با آنان نداشته باشند و پیشبینی پایینی برای آن در میزان رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفتند. همچنین میتوان گفت که کارکنان شاید رضایت کافی از نحوه رابطه برقرار کردن مدیران نداشته و مدیران نیز در این امر به مسئولیت خود توجه کافی مبذول نمیدارند.
در خصوص خود مدیریتی نیز میتوان چنین اظهار داشت که شاید به احتمال زیاد در این زمینه با وجود سابقه زیاد مدیران هنوز رشد کافی به منظور اعمال آن صورت نگرفته و در این زمینه بی مسئولیت بودهاند و در سالهای خدمت متوالی برای ارتقا آن تلاش ننمودهاند. همچنین میتوان گفت که عدم تقوبت شایستگیهای اعتقادی، اخلاقی و حرفهای مدیران و عدم تحکیم نقش آنان میتواند در میزان پیشبینی کنندگی برخی ابعاد شایستگیهای عاطفی – اجتماعی بر رفتار شهروندی سازمانی نقش داشته باشد. همچنین میتوان گفت اگر در برخی موارد مدیریت رابطه پیش بینی کنندگی معناداری را نشان نداده شاید شیوه متمرکز مدیریتی آموزش و پرورش و دستوری بودن آن موجب چنین عاملی شده باشد. نیز میتوان عدم توجه به عوامل ارتباطی صحیح و موثر با کارکنان را مطرح نمود. همچنین میتوان به مواردی از قبیل نداشتن نقش تعیین کننده مدیران در ارتباط میان همکاران، عدم راهنمایی کارکنان از سوی مدیران، عدم رعایت قضاوت صحیح و مساوی بین همکاران به هنگام اختلاف میان آنان و عدم مطالعه کافی به منظور چگونگی ارتباط با سایر بخشهای مختلف سازمان اشاره نمود.
تعیین قدرت شایستگیهای عاطفی ـ اجتماعی مدیران، در پیشبینی رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارای مدارک تحصیلی مختلف نشان داد که ابعاد شایستگی عاطفی- اجتماعی پیشبینیکننده معنادار رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دارای مدارک تحصیلی مختلف میباشند و سهم معناداری در پیشبینی رفتار شهروندی کارکنان دارند. به طور کلی شایستگیهای خود آگاهی و خود مدیریتی پیش بینی کننده مثبت و معنادار رفتار شهروندی سازمانی هم در مدیران لیسانس و فوق لیسانس میباشد و اما بعد مدیریت رابطه در مدیران لیسانس و فوق لیسانس پیش بینی کننده معنادار رفتار شهروندی سازمانی کاکنان نمیباشد. یافتههابا نتایج پژوهشهای کاپاگودا (۲۰۱۲) و رابرسون (۲۰۱۰)، سانویلی (۲۰۰۸)، احمدی و دیگران (۲۰۱۱)، مؤمنی (۲۰۰۹)، مشبکی و خلیلی شجاعی (۱۳۸۸) و بابایی زکلیکی و مؤمنی (۱۳۸۵) هم راستا و با نتایج پژوهش حاجیکریمی و همکاران (۱۳۹۰) ناهم راستا میباشد.
با بررسی نتایج به صورت جزئی نیز میتوان چنین بیان نمود که در مدیران با مدارک لیسانس و فوق لیسانس بالا بودن قدرت پیش بینی بعد آگاهی اجتماعی به دلیل اعمال رفتاری از قبیل خوشبین بودن در رسیدن به اهداف، امید دادن و ترغیب زیر دستان در رسیدن به اهداف، مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیریهای سازمان باشد. همچنین در هر دو نوع مدیران با مدارک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس یافتهها پایین بودن بعد خود مدیریتی نسبت به بعد آگاهی اجتماعی در پیشبینی کنندگی رفتار شهروندی سازمانی را نشان میدهد. یر این اساس میتوان گفت که مدیران این نوع مدارک تحصیلی به رفتارهایی که منجر به مدیریت مطلوب آنان (خود مدیریتی) نظیر تلاش برای رسیدن به اهداف خود و سازمان، بهبود و ارتقا وضعیت شغلی خود در محیط سازمانشان میشود، توجه کافی ندارند و کمتر این نوع رفتارها را به کار میگیرند و بیشتر به جنبه های اجتماعی رفتارهای خود توجه دارند. اما با توجه به یافتهها بعد مدیریت رابطه پیش بینی کنندگی معناداری را در هیچ کدام از مدارک تحصیلی نشان نداد که میتوان چنین گفت که احتمالاً به هیچ کدام از جنبه های رفتاری در بعد مدیریت رابطه از سوی مدیران با مدارک تحصیلی مختلف توجه نشده و بهمنظور ظهور و ایجاد این نوع رفتارها تلاشی صورت نگرفته است. همچنین میتوان گفت شاید رفتارهای که در بردارنده بعد مدیریت رابطه باشد در سازمان به کار گرفته نمیشود. در ادامه نتایج زیر نیز میتواند صادق باشد.
با توجه به نتایج میتوان چنین گفت که احتمالاً به دلیل بلوغ فکری و داشتن دانش نظری کافی مدارک تحصیلی مختلف در خصوص آگاهی اجتماعی نظری مثبت داشته و آن را جزء عوامل تاثیرگذار قوی در رفتار شهروندی میدانند. اما نسبت به بعد خود مدیریتی شاید به دلیل جنبه فردی داشتن به ظن آنها عامل چندان موثری نبوده و پیش بینیکنندگی کمی را در رفتار شهروندی برای آن قائل بودهاند. همچنین میتوان گفت که شاید رشد نیافتگی مدیران در این بعد باعث پیش بینی پایین رفتار شهروندی شده است. میتوان چنین تصور نمود که وجود سرپرستان میانی یا رده های میانی مدیریتی نیز باعث پیش بینی کنندگی میزان پایین رفتار شهروندی شده باشد. در خصوص بعد مدیریت رابطه به نظر میرسد شاید ابعاد مکانی و زمانی و عدم توجه آنان به این بعد و اهمیت قائل نشدن برای آن چندان میزان پیشبینی کنندگی برای آن قائل نبودند در صورتی که چنانچه بهنظر میرسد این بعد شاید بتواند عامل مناسب و تاثیر گذاری بر رفتار شهروندی باشد.
تعیین قدرت شایستگیهای عاطفی ـ اجتماعی مدیران، در پیشبینی رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بومی و غیر بومی نشان داد که ابعاد شایستگی عاطفی- اجتماعی پیشبینیکننده معنادار رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بومی و غیر بومی میباشند و سهم معناداری در پیشبینی رفتار شهروندی کارکنان دارند. به طور کلی به جز مدیریت رابطه سایر ابعاد هم در مدیران بومی و غیر بومی پیش بینی کننده مثبت و معنادار رفتار شهروندی سازمانی کارکنان میباشد. یافتهها با نتایج پژوهشهای کاپاگودا (۲۰۱۲)، رابرسون (۲۰۱۰) و لانگلینگ (۲۰۱۱) هم راستا و با نتایج پژوهش حاجیکریمی و همکاران (۱۳۹۰) نا هم راستا میباشد.
با توجه به نتایج میتوان گفت که در بین مدیران بومی و غیر بومی دلیل بالا بودن قدرت پیش بینیکنندگی بعد آگاهی اجتماعی احتمالاً اعمال و توجه مدیران به رفتاری نظیر مشارکت کارکنان به تصمیم گیری، ارتباط صمیمانه با زیر دستان، حل معضلات و مشکلات کارکنان با توجه به نظر آنان، گوش دادن نظرات زیر دستان اشاره نمود. اما در خصوص پایین بودن قدرت پیش بینی کنندگی بعد خود آگاهی در مدیران غیر بومی و بعد خود مدیریتی در بین مدیران را میتوان احتمالاً کم توجهی به عوامل شکلگیری و ارتقا این نوع رفتارها در سازمان اشاره کرد. میتوان عدم توجه کافی به رفتارهایی نظیر توجه به ارتقا وضعیت شغلی خود در سازمان، تصمیم صحیح در امور سازمانی و تحلیل وضعیت شخصی خود و توجه کافی به حالات روحی و روانی خود در وضعیتهای متفاوت را اشاره نمود. همچنین میتوان چنین گفت که دلیل عدم معناداری در پیش بینی کنندگی بعد مدیریت رابطه توجه و غفلت از عوامل شکلگیری رفتارهای مشمول بعد مدیریت رابطه باشد. معمولاً مدیرانی که نتوانند تصمیم صحیحی در ایجاد رابطه بین همکاران و حل اختلافات میان آنان داشته باشند نمیتوانند مدیریت رابطه قوی را داشته باشند و محیط سازمانی آنان بازخوردی از این نوع شایستگی را نشان نمیدهد. نتایج زیر را نیز میتواند مورد نظر قرار داد.
با توجه به نتایج میتوان گفت که در بین افراد بومی و غیر بومی آگاهی اجتماعی شاید به دلیل پیشبینی موقعیت موجود به عنوان پیشبینی کننده قوی بوده است. همچنین میتوان بیان نمود افراد بومی و غیر بومی مبنای پیش بینی و ماندگاری و بقا در محیط را آشنایی با وضعیت موجود منطقه دانسته و آشنایی با بعد آگاهی اجتماعی را به عنوان عاملی برای به ظهور رساندن توانایی و نشان دادن خود میدانند. احتمالاً مدیران بومی به دلیل آشنایی با محیطهای محلی خود توانایی بالایی بروز ابعاد در آگاهی اجتماعی داشته و مدیران غیر بومی را نیز از این امر مطلع کرده اند.
به نظر میرسد مدیران، سرپرستان و کارکنانی که از هوش سازمانی و شایستگی اجتماعی بالا برخوردارند، و در بعد آگاهی اجتماعی در سطح بالایی هستند، اهداف و رسالت سازمان را بهتر درک میکنند، روابط مناسبی با همکاران، زیردستان و مشتریان دارند، همچنین دارای عملکرد سازمانی بهتری بوده و رفتارهای شهروندی مطلوبتری از خود نشان میدهند، خلاقیت و نوآوری بالایی دارند، در تصمیم گیریهای سازمان شرکت کرده، هیجانات خود را بهتر کنترل میکنند، رضایت و تعهد بیشتری از کار خود دارند، ضمن آنکه نسبت به سازمان خود وفادارترند و در سازمان خود در حال رشد و خودشکوفایی هستند و اخلاق اجتماعی بالاتری از خود نشان میدهند. همواره امکان دارد شایستگیهای عاطفی و اجتماعی در محیطهای سازمانی از سوی مدیران بر رفتار کارکنان در مناطق مختلف اثر بگذارد، اما به نظر میرسد این مورد تحت تاثیر شایستگی بالا اثر خود را از دست بدهد.
۵-۲- نتیجه گیری کلی
محیطهای کاری به لحاظ عاطفی - اجتماعی، محیطهای انسانی خواهند بود که در آنها انواع نیاز های مادی و معنوی کارکنان تأمین خواهند شد. دارا بودن شایستگی های عاطفی -اجتماعی برای همه اعضای سازمان ضروری است اما داشتن چنین مهارتها و قابلیت هایی برای مدیران و رهبران به دلیل اثر گذاری بیشتر بر امور و جریانات سازمانی و ارتباط آنها با خیل وسیعی از نیروهای کاری حیاتیتر است.
مدیران لایق به لحاظ عاطفی - اجتماعی نه تنها توانایی تشخیص و پیش بینی و آگاهی از اثرات عواطف و احساسات خود و کارکنان شان را دارند، بلکه از قابلیت تنظیم عواطف و احساسات خود و دیگران و هدایت آنها در جهت مثبت نیز برخوردارند. دیدگاهی که مدیران به لحاظ عاطفی - اجتماعی نسبت به کارکنان شان دارند و عواطف و احساساتی که در تعاملات آنها با کارکنان شان جریان دارد نقش بسزایی در میزان رفتار شهروندی کارکنان دارد. شایستگی های عاطفی - اجتماعی مدیران می تواند احساسات کارکنان را نسبت به کار، همکاران، سرپرستان و سازمان تغییر دهد. با توجه به پایین بودن شایستگی عاطفی – اجتماعی مدیران از حد مطلوب نتیجه حاصله عدم توجه مدیران به تقویت و ارتقا ابعاد مرتبط با این شایستگیها بود. همچنین دلیل پایین بودن رفتار شهروندی کارکنان از حد مطلوب نیز چنین استدلال شد که چون رفتار شهروندی از رفتارهای غیر رسمی در محیط کار است کارکنان بیشتر به رفتارهای عینی توجه دارند و نتایج رفتارهای عینی را مطلوبتر درک میکنند. کارکنان به رفتارهای غیر رسمی و رفتارهایی که در حیطه وظیفه رسمی آنان نیست توجه ندارند و دلیل پایین بودن از حد مطلوب رفتار شهروندی این چنین بیان شد. همچنین با توجه به نقش پیس بینی کنندگی مثبت و معنادار شایستگیهای عاطفی اجتماعی مدیران در رفتار شهروندی کارکنانشان که از نتایج پژوهش استخراج شد میتوان گفت که نگاه و توجه کارکنان به رفتارهایی نظیر جوانمردی، یاری دهندگی، وفاداری و خودشکوفایی میتواند ناشی از شایستگیهای مدیرانی که از شایستگیهای آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه برخوردارند باشد. توجه کارکنان به رفتارهایی نظیر مشارکت سازمانی، مشارکت وظیفهای، مشارکت حمایتی و خود شکوفایی نیز میتواند ناشی از شایستگی مدیران در ابعاد آگاهی اجتماعی و خود مدیریتی باشد. نتایج پیش بینی کنندگی در بیشتر متغیرهای جمعیت شناختی مدیران نشان دهنده قدرت پیش بینین کنندگی بالای بعد آگاهی اجتماعی بود که خود میتواند در نگاه و توجه کارکنان به رفتارهایی نظیر جوانمردی، مشارکت سازمانی، همکاری و یاردهندگی سازمانی باشد. کارکنان به مدیرانی که بعد اجتماعی قوی داشتند وابستگی بیشتری داشته و خدمت به آنان را جزء وظایف خود میدانستند.
۵-۳- محدودیتهای پژوهش
۵-۳-۱- محدودیتهای اجرایی
پراکندگی بسیار زیاد نمونه پژوهش که وقت و هزینه بسیار زیادی را متوجه پژوهشگر در توزیع پرسشنامه نمود.
اجبار به توزیع تعداد بشتری پرسشنامه به دلیل نقص یا عدم بازگشت پرسشنامهها تا به حد نصاب رسیدن نمونه
۵-۳-۲- محدودیتهای پژوهشی
در نظر نگرفتن متغیرهای اثرگذار سازمانی، شخصی و اجتماعی بر رفتار شهروندی به دلیل عدم قدرت اجرایی پژوهشگر و محدودیت زمان.