۱-۴-۲-۴)مفهوم ولایت تکوینی و تشریعی:
مصباح یزدی معتقد است؛ ولایت به ولایت تکوینی و تشریعی تقسیم میشود. ولایت تکوینی به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. روشن است چنین ولایتی از آن خداست. اوست که همهی موجودات، تحت اراده و قدرتش قرار دارند. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همهی موجودات به دست خداست؛ ازاینرو او ولایت تکوینی بر همهچیز دارد. خدای متعال مرتبهای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطاء میکند. معجزات و کرامات انبیا و اولیاء(ع) از آثار همین ولایت تکوینی است. آنچه در ولایتفقیه مطرح است ولایت تکوینی نیست.
ولایت تشریعی یعنی اینکه تشریع و امرونهی و فرمان دادن در اختیار کسی باشد. اگر میگوییم خدا ربوبیت تشریعی دارد، یعنی اوست که فرمان میدهد که چه بکنید، چه نکنید و امثال اینها. پیامبر و امام هم حقدارند به اذن الهی به مردم امرونهی کنند. دربارهی فقیه نیز به همین منوال است. اگر برای فقیه ولایت قائل هستیم، مقصودمان ولایت تشریعی اوست، یعنی او میتواند و شرعاً حق دارد به مردم امرونهی کند(مصباح یزدی،الف۱۳۷۷،۶۸).
معنای لغوی ولایت:
مصباح یزدی بر این باور است که؛ کلمهی ولایت آنگونه که بعضی در ذهن دیگران شبهه ایجاد میکنند به معنای قیمومیت نیست که مثلاً بگوییم مردم طفل یا سفیه هستند و دارای عقل نیستند و نیاز به قیم دارند در اینجا ولایت عیناً به معنای حکومت است(مصباح یزدی،الف۱۳۷۹،۱۰۲).
۲-۴-۲-۴)ولایت در حکومت دینی:
آنگونه که مصباح یزدی میگوید؛ در حکومت دینی، ولایت و حکومت از آن خداست، اعتقاد به چنین حکومتی برخاسته از جهانبینی توحیدی است؛ طبق جهانبینی اسلامی تمام جهان و سراسر هستی ملک طلق خداست و تصرف در آن بدون اذن او روا نیست.
انسان بدون اجازهی خدا حتّی حق تصرف در خویشتن را ندارد، تا چه رسد به تصرف در دیگران؛ با چنین اعتقادی، تنها کسانی حق حکومت دارند که از سوی خداوند منصوب باشند. این افراد انبیای الهی و ائمه(ع) هستند که مستقیماً با اذن خدا بر مردم ولایت دارند و در زمان غیبت، نایبان امام زمان(عج) با شرایطی خاص و بهطور غیرمستقیم از سوی خداوند برای ولایت برگزیده میشوند. مردم وظیفهدارند آنها را بشناسند(کشف کنند) و برای اجرای اسلام از آنها پیروی کنند، بنابراین، در نظام سیاسی اسلام حکومت از آنِ خدا و منصوبین مستقیم و غیرمستقیم اوست و از آن به حکومت ولایی تعبیر میشود(مصباح یزدی،الف۱۳۷۷،۶۱-۶۰).
۳-۴-۲-۴)ولایت فقیه:
ولایت فقیه ولایت تشریعی:
مراد از ولایتفقیه در اندیشهی مصباح یزدی؛ ولایت تکوینی نیست بلکه مراد ولایت تشریعی است. ولایت تکوینی که به معنای تصرف در عالم وجود و قانونمندیهای آن است مربوط به خداوند متعال است و نمونههای کوچکی از آن را خداوند به پیامبران و ائمه معصومین داده است. در بحث ولایتفقیه مراد از ولایت، ولایت تشریعی است(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۷۹).
دلیل تشریعی بودن ولایت فقیه:
آنگونه که مصباح یزدی میگوید؛ ولایت تشریعی یعنی ولایت قانونی، یعنی اینکه فردی بتواند و حق داشته باشد از طریق جعل و وضع قوانین و اجرای آنها در زندگی مردم و افراد جامعه تصرف کند و دیگران ملزم به تسلیم در برابر او و رعایت آنها باشند. معنای«النَبیُّ اوُلی بِالمومنینَ مِن اَنفُسِهم» این است که تصمیمی را که پیامبر برای یک فرد مسلمان یا جامعهی اسلامی میگیرد لازمالاجرا است و بر تصمیمی که خود آنها دربارهی مسائل فردی و شخصی خودشان گرفته باشند مقدم است و اولویت دارد(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۸۰).
دلایل عقلی و نقلی در اثبات ولایت فقیه:
دلیل نقلی:
در خصوص دلایل نقلی مصباح یزدی این تعریف را ارائه میدهد: «ادلهی نقلی عبارت از روایاتی است که دلالت بر ارجاع مردم به فقها برای رفع نیازهای حکومتی(بهویژه مسائل قضایی و اختلافات حقوقی) دارد و یا فقها را بهعنوان«امنا» یا«خلفا» و«وارثان» پیامبران و کسانی که مجاری امور به دست ایشان است معرفی کرده است(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۹۶).
ایشان(مصباح یزدی) در اثبات نقلی ولایتفقیه بحث خود را با یک روایت شروع میکند:
یکی از روایاتی که به نیابت در تصدی امور، استدلال شده، مربوط به«حوادث واقعه» است که حضرت ولیعصر(عج) در پاسخ نامهی محمد بن عثمان نوشته است. در این توقیع شریف چنین آمده است:
«و امّا الحوادثَ الواقعه فَارجُعوا فیها اِلی رُواه حدیثنا، فانّهم حجّتی علیکم وَ انا حجه الیه علیهم».«در رویدادها و پیش آمدها، به راویان حدیث ما رجوع کنید. آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم».
در این حدیث، کسانی که راوی احادیث ائمه و آگاه به فقه اهلبیت و احکام خدا هستند، از سوی حضرت حجّت(عج) بهعنوان نیابت معرفیشدهاند و حکم و داوری آنان حکم امام زمان(عج) قلمداد شده است(مصباح یزدی،۱۳۷۲،۱۵۹).
مقبوله عمربن حنظله درباره ولایت فقیه:
یکی از مهمترین مستندات نقلی، در اثبات تئوری ولایتفقیه مقبولهی عمر بن حنظله است که مصباح یزدی آن را اینگونه نقل میکند: «از امام صادق(ع) دربارهی دو نفر از شیعیان که بر سر مسائل دینی یا دنیوی و میراث، نزاع داشتند سؤال شد که برای داوری نزد چه کسی بروند؟ امام آنها را از مراجعه به طاغوت و حاکم ستمگر بازمیدارد و دستور میدهند که به راویان احادیث و کارشناسان و متخصصان در مسائل دینی مراجعه کنند و در ضمن میفرمایند: “… فانّی قَد جَعلّتهُ عَلیکُم حاکماً، فَاِذا حَکَمَ بِحُکمِنا فَلَم یَقبَلهُ مِنهُ فَاِنَّما استَخَفَّ بِحُکمِ اللّهِ و عَلینا رَدَّ و الرَّادُ عَلینا الرَّادُ عَلَی اللهِ و هوَ عَلَی حدِّ الشِّرکِ باللهِ…". “من او(فقیه و متخصص در دین) را حاکم بر شما قراردادم. پس آنگاهکه بر اساس حکم ما داوری کرد و کسی او را نپذیرفت، همانا آنکس حکم خدا را کوچک و سبک شمرده، حکم و فرمان ما را رد کرده است و ردِّ حکم ما، ردِّ حکم و فرمان خداوند است و این در حدِّ شرک به خداوند است".
مصباح یزدی بر اساس روایت فوق معتقد است، اگر فقیه جامعالشرایطی متصدّی تشکیل حکومت و یا انجام امور حکومتی شد، کسی که با او مخالفت کند و سخن و فرمان او را رد کند، مثل این است که با امامان معصوم مخالفت کرده باشد و مخالفت با آنها در حکم و در حدِّ شرک به خداوند است. البته این شرک از قبیل شرک در ربوبیت تکوینی نیست بلکه شرک در ربوبیت تشریعی است»(مصباح یزدی،الف۱۱۲:۱۳۷۹).
دلیل عقلی:
صرفنظر از ادلهی فقهی و تعبدی به نظر مصباح، شکل ایده آل و عالیترین وجه حکومت اسلامی که از نظرگاه اسلام مطلوبیت دارد حاکمیت معصوم است، امّا چون در اسلام ارزشها دارای مراتب است و بیشک حکومت نیز یک ارزش برین است، وقتی با عدم دسترسی به معصوم شکل ایده آل آن میسور نبود، باید کسی را برای حکومت برگزید که در علم و عمل شبیهترین مردم به معصوم باشد و آن فقیه جامع الشرایطی است که به جهت صلاحیت و قابلیتها، شباهت بیشتری که در علم، عمل و مدیرت به معصوم دارد، جانشین امام معصوم میگردد(مصباح یزدی،الف۱۳۷۹،۹۶-۹۵).
بهطور خلاصه باید گفت: «اولاً فقیه دارای ولایت تکوینی نیست؛ ثانیاً ولایت مطلقهی فقیه، همان اختیارات معصوم است و مستلزم تغییر دین نیست؛ ثالثاً اصل ولایتفقیه را هیچ فقیه شیعی منکر نشده است؛ رابعاً اختلاف فقها در ولایتفقیه، در تفاوت نظر آنان در دامنهی اختیارات است، نه اصل ولایت»(مصباح یزدی،الف۷۱:۱۳۷۷).
ولایت فقیه در عصر حضور معصوم و در عصر غیبت:
مصباح یزدی میگوید؛ نصب عام فقها در نظریهی ولایتفقیه، اختصاص به زمان غیبت ندارد، بلکه در زمان حضور اگر دسترسی به امام معصوم ممکن نباشد نیز، این نظریه باید اجرا گردد؛ زیرا محتوای این نظریه، چیزی جز چارهجویی برای مردمی که دسترسی به امام ندارند، نیست؛ پس ریشه این نظریه را در زمان حضور معصوم نیز میتوان دید(مصباح یزدی،الف۱۳۷۷،۶۵).
در زمان حضور معصوم، او در رأس حکومت قرار میگیرد و این ایده آل ترین حکومت اسلامی است. البته این شرایط همیشه میسر نیست(مصباح یزدی،۱۳۷۲،۱۵۰).
امتیازات ولایت فقیه:
به باور مصباح یزدی ولایتفقیه دارای امتیازات خاصی است:
الف) انسجام درونی:
در نظامهای دموکراتیک غربی علیرغم تفکیک قوا امّا بازهم یک قوّه بر دیگری تسلط مییابد و در امور یکدیگر دخالت میکنند و یک نوع ناهماهنگی درونی در اینگونه نظامها مشاهده میشود امّا در نظام و حکومت اسلامی در عین تفکیک قوا یک عامل وحدتبخش به نام ولایتفقیه وجود دارد که قوا را هماهنگ میکند.
ب) ضمانت اجرایی درونی و روانی:
در حکومت اسلامی به دلیل متشرّع بودن مردم و آحاد جامعه یک ضمانت اجرایی درونی و روانی برای قوانین وجود دارد که در نظامهای غیردینی به دلیل نبود این ضمانت اجرایی درونی اکثر نظامها قوانین را بازور بر مردم تحمیل میکنند و بهعبارتدیگر عامل بیرونی مردم را وادار به رعایت قوانین میکند.
ج) برخورداری رهبری از عالیترین مراتب تقوا و شایستگی:
در نظام ما فردی که از برترین درجات تقوا و صلاحیتهای اخلاقی برخوردار باشد را بهعنوان رهبر انتخاب میکنند، زیرا ایشان جانشین پیامبر و امام زمان(عج) است و اگر تخلفی از او سر بزند و گناهی انجام دهد که موجب سقوط از عدالت گردد خودبهخود از مقام ولایت بر مسلمین عزل میشود و نیازی به تشکیل دادگاه و امثالهم نیست. مجلس خبرگان نیز فقط نقش اعلامکننده عدم صلاحیت وی را دارد نه اینکه او را عزل کند چون عزل، خودبهخود با سقوط عدالت ساقط میگردد. در هیچیک از نظامها تا این اندازه کارگزارانشان از صلاحیتهای اخلاقی برخوردار نمیشوند و به این راحتی در صورت عدمکفایت اخلاقی عزل نمیشوند.
د) رعایت مصالح معنوی و واقعی انسانها:
ما معتقدیم که مصالح واقعی انسانها را فقط خداوند میداند و تنها یک حکومت دینی و اسلامی است که با اجرای قوانین الهی میتواند مصالح واقعی مردم را تأمین کند(مصباح یزدی،الف۱۳۷۹،۱۷۴-۱۶۹).
ولایت فقیه در قانون اساسی:
مصباح یزدی معتقد است؛ اگر در ذهن کسی این معنا باشد که ولایتفقیه و ولیفقیه هیچ ضابطه و قانونی بر آن حاکم نیست و منظور از فوق قانون بودن این است که ولیفقیه یعنی خود قانون و معنای مطلقه بودن نیز همین است، این نظر کاملاً غلط است(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۱۱۵).
ولیفقیه نمیتواند حتّی یکلحظه از قانون تخطی کند و اگر این اتفاق بیفتد ولایتش ساقط میشود. ما در اسلام چنین فقیهی نداریم که فوق هر قانونی بوده و قانون ارادهی او باشد(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۱۱۵).
به نظر مصباح یزدی، اعتبار یک قانون از ناحیهی خداست و اگر قانونی خدایی نباشد حتّی اگر همهی مردم دنیا به آن رأی داده باشند اعتبار و مشروعیت ندارد و الزامی برای رعایت آن وجود ندارد. حتّی قانون اساسی هم اگر به طریقی به امضای دین خدا نرسد ازنظر مصباح یزدی هیچ اعتباری ندارد و درنتیجه هیچ الزامی ایجاد نمیکند(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۱۲۳).
آنگونه که مصباح یزدی میگوید: «ما قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران را معتبر میدانیم نه به لحاظ اینکه قانون اساسی یک کشور است و درصد زیادی از مردم هم به آن رأی دادهاند بلکه به این دلیل است که این قانون اساسی به امضاء و تأیید ولیفقیه رسیده و ولیفقیه کسی است که به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عج) و امام زمان نیز منصوب از جانب خداست»(مصباح یزدی،ج۱۱۷:۱۳۷۹).
ولیفقیه است که به قانون اساسی مشروعیت میبخشد و از ولیفقیه است که مشروعیت به قانون اساسی سرایت کرده نه آنکه قانون اساسی به ولایتفقیه وجهه اعتبار داده باشد؛ بنابراین ولیفقیه فوق قانون و حکم خدا نیست امّا فوق قانون اساسی هست و این فقیه است که حاکم بر قانون اساسی است نه قانون اساسی حاکم بر فقیه(مصباح یزدی،ج۱۳۷۹،۱۱۷).
صفات ولی فقیه:
مصباح یزدی معتقد است؛ وقتیکه جامعه نمیتواند بدون حکومت باشد و ما دسترسی به امام معصوم نداریم، باید به سراغ کسی برویم که کمترین فاصله را با او دارد؛ کسی که شناختش از اسلام، از دیگران بیشتر و عدالت و تقوایش از همه بالاتر و برای اجرای احکام و قوانین اسلام، مناسبترین فرد باشد، این صفات در ولیفقیه تجلّی میکند(مصباح یزدی،الف۱۳۷۷،۶۶).
ولیفقیه باید«اعلم»، «اتقی» و«اقوی» باشد. کسی میتواند به نیابت از امام معصوم مسئولیت رهبری مردم را به عهده بگیرد که در صفات لازم برای حکومت، به امام معصوم نزدیکتر باشد(مصباح یزدی،۱۳۷۲،۱۵۸-۱۵۵).
شرایط ولی فقیه:
همه متصدیان حکومت به اعتقاد مصباح یزدی باید سه شرط داشته باشند:
آگاهی به قانون، تقوا و صلاحیت اخلاقی و قدرت و مهارت برای ادارهی امور، یعنی هم به قوانینی که میخواهند اجرا کنند آگاه باشند، هم پرهیزکار باشند تا تحت تأثیر هوای نفسانی و تمایلات شخصی قرار نگیرند و هم از عهدهی اجرای صحیح کار و مسئولیت برآیند(مصباح یزدی،۱۳۷۲،۱۵۱).
تحقیقات انجام شده درباره : بررسی تطبیقی تفاسیر و قرائتهای نوین از حکومت ...