دانش عبارت است از اطلاعات در یک بافت < زمینه > خاص که برای شخصی که آن را کسب می کند ارزشمند است و او را قادر می سازد دست به کاری بزند که پیش از کسب آن اطلاعات قادر به انجام آن نبوده است.( طالقانی ،۱۳۸۸، ص ۴۵)
هوبرونوناکا[۲]: معتقدند که دانش عبارت است از اعتقاد و باوری که منجر به افزایش توان بالقوۀ پدیدها برای اقدامات و تصمیمات اثربخش می شود. (ابطحی ،صلواتی،۱۳۹۰، ص۸ )
دانش عبارت است از : اطلاعات درون ذهن افراد ، بدون یک فرد دانا و آگاه دانشی بوجود نخواهد آمد.( طالقانی ، ۱۳۸۸ ، ص۴۵)
دانش عبارت است از استدلال درباره اطلاعات به منظور هدایت جهت انجام کار ، حل مساله ، اتخاذ تصمیم برای عمل کردن ، آموختن و یاد گرفتن .(طالقانی ،۱۳۸۸ ،ص ۴۵)
۲-۱-۳) مفهوم ارزش دانش:
امروزه مفهوم ارزش در بسیاری از سازمانها نامفهوم و اصطلاح گنگ و نامانوسی است مانند: ارزش برقراری ارتباط با مشتری ، ارزشهای داراییهای مهارتها و دانش کارکنان ،ارزش ارتباطات سیاسی و اقتصادی بین المللی ، ارزش اطلاعات موجود در پایگاه های دادگان سازمان و ارزش داراییهای حقوق تالیفات یا مجوز ها و نمایندگیها و ارزش سرمایه های مدیریتی و ارزش وفاداری مشتریان به نام تجاری ، ارزیابی و طبقه بندی و تهیه تراز برای تعلق این سرمایه های هوشی کار بسیار پیچیده و مشکلی است. به همین دلیل است که حسابداران همواره از ارزیابی و تهیه ترازنامه برای این چنین داراییهایی نادیدنی و نامحسوس پرهیز دارند . بهترین روش ارزیابیو عادلانه ترین آن تعریف واژه های ارزش دانش سازمان است .این ارزش عبارت از بها و سرمایه گذاری تطبیقی و مقایسه ای است که سایر سازمانها برای این دانش پرداخت می کنند.)مومنی،۱۳۹۰،ص ۵۶۳)
۲-۱-۴) انواع دانش:
بحث بر روی طبقه بندی انواع دانش بسیارحائز اهمیت است زیرا انواع مختلف دانش دارای کاربردهای گوناگونی در مدیریت دانش هستند وهمچنین مستلزم بکارگیری مدلهای بخصوص در مدیریت دانش می باشند.
۲-۱-۴-۱) نوناکا [۳]دانش رابه ۲دسته طبقه بندی می کند:
الف)دانش آشکار(صریح)[۴]: دانشی است که عینی بوده و می تواند بصورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود. این دانش دارای قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است.
ب)دانش نهفته (ضمنی)[۵]: دانشی است که انتزاعی بوده و دست یابی به آن آسان نیست.این دانش از طریق تجربه ویادگیری عملی کسب می گردد و کدگذاری شده نیست.این دانش ، دانش نانوشته ی سازمان است که بیانگر میزان تجربه و مهارت کارکنان است .(ابطحی، صلواتی، ۱۳۹۰،صص ۱۶-۱۵)
۲-۱-۴-۲) ارسطو انواع دانش را برحسب مقاصد شان به سه دسته تقسیم کرده بود: دانش نظری که غایت آن فهم و تبیین چه چیزی پدیده هاست ، دانش ساخت دانستن ، چگونه ساختن و تولید اشیاء و پدیده هاست و دانش کارکرد که مرتبط با نحوه استفاده و کارکردن با پدیده هاست. دانش اخیر چیزی را نمی آفریند بلکه کامل می سازد و اداره می کند.(طالقانی ،۱۳۸۸،ص ۵۰)
۲-۱-۴-۳) ماشلوپ[۶] دانش را در۵گروه دسته بندی کرده است:
۱ - دانش عملی[۷]: که در کارها اقدامات و تصمیم گیری های اشخاص مورد استفاده قرار می گیرد.دانش سیاسی ،دانش حرفه ای،دانش کسبوکار ودانش های تجربی دیگردراین طبقه قرار دارند.
۲- دانش هوشی[۸]: ارضاکنندۀ کنجکاوی های عقلانی و منطقی انسان است.این دانش به عنوان بخشی از دانش های انسان گرا تلقی می شود.
۳- دانش روحانی(مقدس)[۹]:با دانش مذهبی انسان درارتباط است وباعث جلوگیری انسان ازآلوده شدن به گناه می شود.
۴- دانش غیرضروری[۱۰] :خارج از علایق انسان است وبدون هدف حفظ ونگهداری می شود.
۵- دانش سرگرمی (امور روزمره)[۱۱] : به خاطر جنبه تفریحی و احساسات ،داشتن آن مطلوب است و شامل داستان ها،ضرب المثل ها،بازی ها، شایعات، اخبار،حوادث، اتفاقات ونظایرآن میشود.(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،۱۳۹۱،صص۱۷-۱۶)
۲-۱-۴-۴) لیدنروعلوی [۱۲] در طبقه بندی انواع دانش به ۴ نوع دانش اشاره کرده اند:
۱- دانش نهفته که در زمینه اقدامات و تجارب افراد و تشکیل دهنده مدلهای ذهنی افراد است.
۲- دانش آشکار که در مقایسه با دانش نهفته عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
۳- دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه دراقدامات فردی او دارد.
۴- دانش گروهی دانشی است که در سیستم های اجتماعی وفرهنگی یک سازمان نهفته است.(ابطحی، صلواتی، ۱۳۹۰،صص ۱۹-۱۸)
۲-۱-۵) انواع ایجاد دانش:
۱)ترکیب: این فرایندی است که از دانش اسناد ، جلسات ترکیبی ، دانش موجود را بهتر ساختار بندی و دسته بندی می کند. نمونه واقعی آن استفاده از تکنولوژِی اطلاعات است.
۲)درون سازی: فرایندی است که در آن دانش صریح باعث ایجاد دانش ضمنی می شود . در واقع شخصی که در یک پروژه مشارکت دارد ، دانش خود را درباره یک موضوع توسعه می دهد. بطور روزانه دانش نظری و عملی توسعه داده
می شوند و مرزهای بین دانش های مستند شده نامشخص می گردد.
شکل زیر چهار نوع تبادل بین دانش ضمنی و دانش صریح به شکل مارپیچ درآمده و چهار نوع تغییر شکل دانش را به هم ارتباط می دهد. ایجاد دانش سازمانی بطور مجزا از دانش شخصی زمانی به وجود می آید که هر ۴ مدل ایجاد دانش بصورت یک سیکل پیوسته مدیریت ایجاد می شوند. این سیکل وسیله یک سری تغییرات بین مدل های مختلف تبدیل دانش بوجود می آید.اولا مد جامعه پذیری معمولا با یک تیم شروع می شود ثانیا حلقه های پی در پی از دیالوگ معنی دار از مد برون سازی آغاز می گردد. اثرات متقابل بین دانش صریح و ضمنی در مقیاس وسیع در تایید داخلی سازمان قرار می گیرند.)گیلانی نیا،۱۳۹۱،ص ۲۰)
برون سازی
ترکیب
دانش صریح
جامعه پذیری
درونسازی ضمنی
درون سازمان سازمان گروه شخص
سطح دانش
شکل ۲-۱-۱:انواع ایجاد دانش(گیلانی نیا،۱۳۹۱،ص۲۰)
۲-۱-۶) چرخه دانش :
چرخه دانش و یا به عبارتی فرایند مدیریت دانش همانگونهکه در شکل زیر نشان داده شده از چهار بخش اصلی تشکیل شده است. در مرحله اولمی باید دانش موجود در سطح ســـازمان و منابع آن (اعم از دانش صریح وضمنی نزد افراد، بانک های اطلاعاتی، مستندات و…) مورد شناسایی واقعشده و سپس اخذ و کسب گشته به صورت مناسبی ذخیره سازی گردد. سپس برای اینکهدانش باارزش شده و به هم افزایی و زایش مجدد دانش منجر گردد، باید دانشموجود نزد افراد به اشتراک گذاشته شده و تسهیم گردد.
پس از طیاین مراحل اکنون باید از دانش کسب شده در جهت اهداف عالیه سازمان استفادهکرد زیرا در غیر این صورت تمامی تلاشهای انجام گرفته ابتر خواهد ماند. خلقدانش شامل ورود اطلاعات جدید به سیستم و حاصل به اشتراک گذاری و تسهیمدانش نزد افراد است. خلق دانش خود شامل اکتساب ، کشف و توسعه دانش است.
شناسایی و در اختیار گذاشتن دانش
به اشتراک گذاشتن و تسهیم دانش فرایند مدیریت دانش خلق دانش
کاربرد دانش
شکل ۲-۱-۲) فرایند مدیریتدانش(چرخه دانش)(لایبوویتس، ۲۰۰۴، ص۷۳(
۲-۱-۷) مدیریت دانش:
مفهوم مدیریت دانش برای مدتهای مدیدی به صورت عملی اما غیر رسمی مورد استفاده واقع شده است .فقدان یک توافق عمومی در ارائه تعریف مشخصی از این مفهوم به ایجاد آشفتگی واغتشاش منجر شده است که در مطالعات مختلفی که در این زمینه انجام گرفته به خوبی منعکس گردیده است.(نوروزیان ،۱۳۸۴،ص۲۴) از طرفی عبارت مدیریت دانش عموماً به تمام تلاش ها به منظور افزایش ارزش خلق، اشتراک گذاری و کاربرد دانش اشاره دارد.(جورجیوز و دیگران، ۲۰۰۸، ص ۱۹۳)
باتوجه به مباحث پیش گفته اکنون می توان مدیریت دانش را اینگونه تعریف کرد: توانایی یک سازمان در استفاده از سرمایه معنوی (تجربه و دانش فردی نزد هرفرد) و دانش دسته جمعی به منظور دستیابی به اهداف خود از طریق فرایندیشامل تولید دانش، تسهیم دانش و استفاده از آن به کمک فناوری . اصول مدیریتدانش شامل توسعه، اجرا و نگهداری زیرساختهای فنی و سازمانی به عنوان بسترو الزام انتشار دانش و انتخاب فناوریهای خاص است.
مکینتاش[۱۳]: مدیریت دانش، عبارت است از تجزیه و تحلیل موجود و مورد نیاز دانش که شامل فرآیندهای برنامه ریزی وکنترل برای توسعه دارایی های دانش برای نیل به هدف های سازمانی می باشد.(عالم تبریز،محمد رحیمی،۱۳۹۰،ص۴۹)
الن نپ [۱۴] : مدیریت دانش به صورت هنر تبدیل اطلاعات و دارایی های فکری به ارزش پایدار برای ارباب رجوع های شرکت و افراد آن می باشد(ال روی، فایرستون،۱۳۹۰،ص۸۴)
مدیریت دانش ، فرایند سیستماتیک منسجمی است که ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را به کار می گیرد تا سرمایه های اطلاعاتی سازمان را شناسایی ، مدیریت و تسهیم کند. در تعریف بات[۱۵] مدیریت دانش، فرایند تسهیل فعالیت های مرتبط با دانش نظیر خلق، کسب، تغییر شکل و استفاده از آن است .(سبحانی،محمدی ،محمدی فاتح،۱۳۹۱،صص۱۶-۱۵)
دلفی مدیریت دانش را به عنوان شناسایی ، رشد و کاربرد موثر یک دانش اساسی سازمان تعریف می کند.
دانلود فایل ها با موضوع : بررسی رابطه بین ابعاد مدیریت دانش و عملکردکارکنان در ...