۲ـ در برخی از منابع آمده است که حضرت امیر۷ در سال ۳۷ هجری سهل بن حنیف را به کارگزاری فارس فرستاده است اما اهل فارس مانع وی شده و او را اخراج کردهاند و پس از آن حضرت امیر۷، زیاد بن ابیه را فرستاده است و شورش فارس را سرکوب کرده است. اما به علّت ماجرا اشارهای نکردهاند.[۷۷]
۳ـ در برخی از منابع آمده است که بعد از کشته شدن ابن حضرمی در بصره[۷۸]، مردم فارس، سهل بن حنیف را که حاکم آنها بود اخراج کردند و حضرت امیر۷ در سال ۳۹، زیاد بن ابیه را به آن منطقه فرستاد و شورش آنها را سرکوب کرد.[۷۹]
۴ـ در برخی از منابع آمده است که بعد از جنگ نهروان (سال ۳۸)[۸۰] و کشته شدن خوارج به دست حضرت امیر۷، مردم فارس شورش کردند و سهل بن حنیف را که حاکم آنها بود اخراج کردند و لذا حضرت، زیاد بن ابیه را فرستاد و شورش آنها را سرکوب کرد.[۸۱]
۵ـ در برخی از منابع آمده است که سال ۳۸ هجری و در ماجرای قیام خرّیت بن راشد، مردم فارس شورش کردند و سهل بن حنیف را که حاکم آنها بود اخراج کردند و لذا حضرت امیر۷ زیاد بن ابیه را فرستاد و شورش آنها را سرکوب کرد.[۸۲]
در این میان، گزارشاتی که امارت سهل بن حنیف بر منطقهی فارس را در سال ۳۹ هجری ذکر کردهاند قطعاً صحیح نیست؛ زیرا وفات سهل بن حنیف به قولی سال ۳۷ هجری ذکر شده است؛[۸۳] امّا اکثر منابع، وفات وی را سال ۳۸ هجری ذکر کردهاند.[۸۴]
۲ـ عبدالله بن عبّاس : فرماندار فارس.[۸۵]
۳ـ زیاد بن ابیه : فرماندار فارس.[۸۶]
نامهای زیاد بن سمیه،[۸۷] زیاد بن عبید،[۸۸] زیاد بن اُمّه[۸۹] و زیاد بن أبی سفیان[۹۰] نیز برای او گفته شده است.
۴ـ عمر بن ابی سلمه : فرماندار فارس.[۹۱]
۵ـ قرظه بن کعب : فرماندار فارس.[۹۲]
۲.۱.۱.۵. فرماندار إصْطَخْر[۹۳]
۱ـ منذر بن جارود : فرماندار إصطخر.[۹۴]
۲.۱.۱.۶. فرمانداران بصره
۱ـ عثمان بن حنیف : فرماندار بصره.[۹۵]
۲ـ عبدالله بن عبّاس : فرماندار بصره.[۹۶]
۳ـ ابوالاسود الدؤلی[۹۷] : فرماندار بصره.[۹۸] (جانشین عبدالله بن عبّاس در بصره).[۹۹]
همچنین أبوالأسود الدولی،[۱۰۰] الدئلی[۱۰۱] و الدیلی[۱۰۲] (به ضمّ دال و کسر یاء)[۱۰۳] نیز ذکر شده است.
در نام او[۱۰۴] و نیز نام پدرش[۱۰۵] اختلاف وجود دارد، امّا بنا بر مشهور،[۱۰۶] نام او ظالم بن عمرو[۱۰۷] بن سفیان[۱۰۸] است. همچنین، نامهای ظالم بن ظالم،[۱۰۹] عمرو بن ظالم[۱۱۰] بن سفیان،[۱۱۱] سارق بن ظالم،[۱۱۲] ظالم بن سارق،[۱۱۳] عمرو بن سفیان،[۱۱۴] و برخی نامهای دیگر برای او ذکر شده است.
۴ـ زیاد بن ابیه : جانشین عبدالله بن عباس در بصره.[۱۱۵]
۵ـ سهل بن حنیف : فرماندار بصره بعد از جنگ جمل (به نقل اصابه).[۱۱۶]
۶ـ سمره بن جندب
در البدایه و النهایه آمده است، هنگامی که در سال ۳۶ هجری با حضرت امیر۷ بیعت شد و کارگزاران خود را به مناطق مختلف اعزام کرد، «سمره بن جندب» را به کارگزاری بصره منصوب کرد.[۱۱۷]
۲.۱.۱.۷. فرمانداران کوفه
۱ـ ابو موسی اشعری : نام او عبدالله بن قیس است.[۱۱۸]
وی از طرف عثمان، حاکم کوفه بوده است.[۱۱۹] امیرالمؤمنین۷ به پیشنهاد مالک اشتر، تا مدّتی او را از امارت کوفه برکنار نکرد.[۱۲۰]
۲ـ عقبه بن عمرو انصاری : جانشین امیرالمؤمنین۷ در کوفه، در جنگ صفّین.[۱۲۱]
عقبه بن عمرو، به أبومسعود[۱۲۲] بدری[۱۲۳] و یا ابومسعود انصاری،[۱۲۴] معروف و مشهور میباشد.[۱۲۵]
۳ـ هانئ بن هوذه نخعی : جانشین امیرالمؤمنین۷ در کوفه، در جنگ نهروان.[۱۲۶]
۴ـ قرظه بن کعب (قرضه بن کعب)[۱۲۷] : فرماندار کوفه.[۱۲۸]
۵ـ عماره بن شهاب ثوری : فرماندار کوفه.[۱۲۹] از ورود وی به کوفه جلوگیری شد و لذا به نزد امیرالمؤمنین۷ برگشت.[۱۳۰] در الثقات، به جای «عماره بن شهاب»، «عماره بن حسان بن شهاب» ذکر شده است.[۱۳۱] در مآثر الانافه نیز آمده است که «عمار بن حسان» از طرف امیرالمؤمنین۷ فرماندار کوفه بوده است.[۱۳۲]
۶ـ عثمان بن حنیف
در مستدرکات علم رجال الحدیث آمده است که عثمان بن حنیف قبل از جنگ جمل فرماندار بصره بود و بعد از جمل، حضرت امیر۷ او را به سِمَت فرمانداری کوفه منصوب کرد.[۱۳۳]
۲.۱.۱.۸. فرمانداران بهقباذات[۱۳۴]
۱ـ قرظه بن کعب : فرماندار بهقباذات.[۱۳۵]
۲ـ مالک بن کعب ارحبی : فرماندار بهقباذات.[۱۳۶]
۳ـ یزید بن رویم شیبانی : کارگزار باروسما و نهر ملک.[۱۳۷]
۲.۱.۱.۹. فرمانداران یمن، جَنَد[۱۳۸] و صَنْعا[۱۳۹]
۱ـ حبیب بن منتجب : فرماندار یمن. (از کارگزاران عثمان بوده است و امیرالمؤمنین۷ او را ابقا کرد).[۱۴۰]
۲ـ سعید بن نمران : فرماندار جند[۱۴۱] (یمن).[۱۴۲]
۳ـ عبیدالله بن عباس : فرماندار صنعا[۱۴۳] (یمن).[۱۴۴]
۴ـ سیعد (سعد) [۱۴۵] بن سعد بن عباده الأنصاری : فرماندار یمن.[۱۴۶]
۵ـ عبد الله بن عبد المدان حارثی
در جریان حملهی بسر بن ارطات به یمن، و فرار عبیدالله بن عباس (فرماندار یمن)، حضرت امیر۷ عبد الله بن عبدالمدان حارثی را به جانشینی ابن عباس منصوب کرد امّا توسّط بسر، به شهادت رسید.[۱۴۷]
۲.۱.۱.۱۰. فرماندار نهروان[۱۴۸]
۱ـ عبدالله بن خباب
در برخی از منابع آمده است که حضرت امیر۷ عبدالله بن خباب را به امارت منطقهی نهروان فرستاد امّا خوارج، وی را به شهادت رساندند.[۱۴۹]
۲.۱.۱.۱۱. فرماندار فرات[۱۵۰]
۱ـ عَبیده السلمانی : فرماندار فرات. (به نقل بلاذری).[۱۵۱]
نام او عبیده بن عمرو السلمانی[۱۵۲] و بنا بر قولی عبیده بن قیس السلمانی[۱۵۳] و بنا بر قولی عبیده بن قیس بن عمرو السلمانی میباشد.[۱۵۴]
۲.۱.۱.۱۲. فرمانداران قزوین
۱ـ ربیع بن خثیم : فرماندار قزوین.[۱۵۵]
در برخی از منابع تاریخی آمده است که ربیع بن خثیم کارگزار حضرت امیر۷ در محدودهی ری[۱۵۶] و قزوین[۱۵۷] بوده است.
به نقل نصر بن مزاحم، در ماجرای جنگ صفین گروهی از یاران عبداللّه بن مسعود ـ که ۴۰۰ نفر بودند ـ و در میان آنها ربیع بن خثیم نیز بود به حضرت امیر۷ گفتند ما در این جنگ شک داریم؛ در حالی که به فضل تو اعتقاد داریم و میدانیم که نه ما و نه شما و نه دیگر مسلمانان، از وجود افرادی که با دشمنان برون مرزی پیکار کنند بینیاز نیستیم لذا میخواهیم که ما را به برخی از مناطق بفرستی که در آنجا باشیم و در دفاع از مردم آن مناطق بجنگیم. حضرت امیر۷ نیز آنها را به فرماندهی ربیع بن خثیم به مرز ری[۱۵۸] و قزوین[۱۵۹] فرستاد و اوّلین پرچم جهاد که حضرت امیر۷ در کوفه بست، پرچم ربیع بن خثیم بود.[۱۶۰]
دانلود مطالب پژوهشی درباره چگونگی مواجهه امیرالمؤمنین با تخلّفات کارگزاران۹۲- فایل ۸