- یادگیری از گذشته
هدف های محقق شده مورد نظر
- افزایش خروجی
- رضایت مشتری
- سهم بازار کسب شده
هدف های محقق شده پیش بینی نشده
- دانش فناورانه بهتر
- ایجاد شبکه های یادگیری
- مدیریت پروژه بهتر
- کشف فرصت های بهتر یادگیری
مراحل پروژه
- مرحله تعریف
- مرحله توسعه سیستم
مرحله پیاده سازی سیستم
شکل ۲-۵) مدل یادگیری سازمانی انتقال فناوری دقفوس (۲۰۰۴)
این مدل پیشنهادهای زیر را مطرح می کند: اول اینکه باید بین انواع مختلف دانش ابتدایی مرتبط تمایز قائل شد. مورد مطالعه شده در آن پژوهش نشان داد که حداقل باید بین دانش قبلی سازمانی و دانش قبلی فنی تمایز قائل شد. همچنین باید تغییرات در دانش و رویدادها از یک مرحله پروژه انتقال فناوری به دیگری را در نظر داشت. این تغییرات نقش مهمی در اینکه سازمان چگونه عدم اطمینان را درک می کند و در نتیجه در فرایندهای یادگیری ، ایفا می کنند. پیشنهاد بعدی این است که باید به منظور دستیابی به سطح به خصوصی از دانش در مورد زمینه و محیط سازمانی پروژه انتقال فناوری تلاش زیادی کرد تا بتوان فناوری مناسب را کسب کرد و برای ادغام این فناوری به سازمان به اندازه کافی آماده بود. نکته دیگر اینکه باید لیست لیست مزایا و خروجی های مورد انتظار از پروژه های انتقال فناوری را گسترش داد تا آن شامل مزایای پیش بینی نشده مانند نگهداری دانش ، بهبودهای عملیاتی اضافی و نوآوری ها در قسمت های مختلف سازمان نیز گردد. در نهایت باید اطمینان حاصل کرد که هر دو سازمان های یاددهنده و یادگیرنده ، در یک پروژه انتقال فناوری ، در فرایندهای یادگیری به عنوان عناصر اصلی مدیریت پروژه مشارکت کنند. چنین فعالیت هایی باعث جذب و استفاده بهینه از منابعی همانند زمان ، پول ، زیرساخت های فناورانه ، آموزش و حمایت های مدیریتی سطح بالا می گردد دقفوس (۲۰۰۴).
جین فو[۴۷] (۲۰۱۰) مدلی از انتقال فناوری را ارائه نموده که دارای عناصر اصلی الزامات بازار[۴۸]، شکل گیری[۴۹]، جستجوی فناوری[۵۰]، طراحی محصول[۵۱]، فاز پیاده سازی[۵۲] و مدیریت چرخه عمر[۵۳] می شود.
در فاز الزامات بازار همانند اکثر مدل های انتقال فناوری ، نقطه ورود توسط بازار تعیین می شود. نیازهای برآورده نشده فرصت های فراوانی برای کارآفرین ها و موسسات پژوهشی ایجاد می کند. در برخی از موارد این نیازها می توانند بسیار پایه ای باشند اما در برخی از بازارهای فناوری، این نیازها می توانند بسیار پیچیده و منحصر به فرد باشد. قدم بعدی در مدل مرحله شکل گیری است و آن زمانی است که یک راه حل و یا فرایند ایجاد شده و توسعه یافته است. در این مرحله ، نه تنها باید نیازهای بازار در نظر گرفته شود بلکه باید محیط های اقتصادی و سیاسی را هم در نظر داشت تا بتوان ارزشمندی واقعی معرفی محصول یا فناوری به بازار را پیش بینی کرد.(جین فو،۲۰۱۰)
شکل گیری
جستجوی فناوری
طراحی محصول
تجاری سازی
پیاده سازی خدمت/محصول
مدیریت چرخه عمر
بهبود فناوری
الزامات بازار
محیط قانونی
شکل ۲-۶) مدل انتقال فناوری جین فو (۲۰۱۰)
در فاز جستجوی فناوری هنگامی که یک راه حل ایجاد گردید و مستند سازی شد، جستجوی فناوری های موجود آغاز می شود. در مرحله طراحی محصول نیز، چرخه ای مهم از فرآوری فناوری صورت می گیرد تا فناوری مورد نظر متناسب برای شرایط شرکت گردد. و نهایتا هنگامی که فناوری آماده گردید ، فاز پیاده سازی آغاز می گردد. اگر فناوری محصول نهایی باشد یعنی به دست مشتری برسد، فاز پیاده سازی ممکن است تبدیل به فرایندی تجاری گردد و در نتیجه فعالیت های لجستیکی همانند واردات ، ارائه و غیره در آن صورت گیرد. اگر فناوری مورد نظر بخشی از فرایند تولید و یا زیرساخت شرکت باشد، فناوری ارائه شده می تواند برای تولید محصول نهایی مورد استفاده قرار گیرد. صرف نظر از اینکه فناوری محصول نهایی و یا بخشی از زنجیره تولید آن باشد، باید بتواند نیازهای نهایی را برآورده کند و یا به تغییرات تن دهد. هنگامی که نیازها برآورده نشوند بازگشت چرخه به مرحله قبل میتواند در نظر گرفته شود جین فو[۵۴] (۲۰۱۰).
محمد و همکاران[۵۵] (۲۰۱۰) مدلی را برای بررسی انتقال فناوری در صنایع نفت لیبی ارائه داده اند. این مدل نشان می دهد که چگونه عوامل تقویتی با یکدیگر همکاری می کنند تا سبب ایجاد ارزش برای صنعت نفت از طریق انتقال فناوری گردند. عوامل اصلی این مدل عبارت از حمایت از انتقال فناوری ، زیرساخت انتقال فناوری، محیط انتقال فناوری ، قابلیت یادگیری صنعت نفت و عملکرد انتقال فناوری هستند. معیار حمایت از انتقال فناوری، بیشتر در رابطه با حمایت های دولتی از فرایند انتقال فناوری در نظر گرفته شده است. همچنین معیارهای مالی در اثربخشی انتقال فناوری بسیار مهم می باشند. از جمله سایر معیارهای این عامل جهت گیری کلی استراتژی سازمانی نسبت به انتقال فناوری می باشد.
شکل ۲-۷) مدل انتقال فناوری در صنعت نفت لیبی محمد و همکاران (۲۰۱۰)
معیار زیرساخت انتقال فناوری اشاره به زیر ساخت هایی همچون فناوری اطلاعات دارد که کاربرد آن می تواند فرایند انتقال فناوری را تسهیل کند. همچنین زیرساخت های حقوقی در قالب قراردادها نیز باید در نظر گرفته شود. در مرحله بعد، معیار محیط انتقال فناوری که یکی از مسائل مهم در مدیریت انتقال فناوری است مورد توجه قرار می گیرد، که در آن تعاملات بین انتقال گیرنده و انتقال دهنده فناوری شکل می گیرد (محمد و همکاران ،۲۰۱۰). معیار مورد توجه بعدی، قابلیت یادگیری در انتقال فناوری است که مواردی از جمله فرهنگ را شامل می گردد. اهمیت شناسایی و تاکید بر اجزای پیدا و پنهان فرهنگ در کشور گیرنده فناوری نقش مهمی در اثربخشی فرایند انتقال فناوری دارد. اکتساب موفق یک فناوری جدید نیازمند تغییراتی در این فناوری به منظور ایجاد تطابق بین آن و مشخصه های فرهنگی گیرنده است (محمد و همکاران، ۲۰۱۰). معیار بعدی این مدل، عملکرد انتقال فناوری است که این عملکرد می توان از طرق مختلف سنجیده شود. میزان افزایش استانداردهای زندگی، توسعه اقتصادی و کاهش شکاف فناوری از جمله معیارهای ارزیابی عملکرد انتقال فناوری به شمار می آیند.( محمد و همکاران ،۲۰۱۰).
همچنین در چارچوب مدل انتقال نوآورانه تکنولوژی، هیکس، آرونزو مورگان، هفت سطح را برای بهبود قابلیت های تکنولوژیک تعریف می کنند. به اعتقاد آنهاقابلیت های تکنولوژیک بنگاه ها با حرکت به سطوح بالاتر که در کادر معین شده اند ارتقا می یابد. این یک فرایند خطی الزامی نیست، زیرا نیل به قابلیت های سطح بالاتر می تواند بدون احراز آن در سطح پایین تر محقق شود. آنها بر مهارت و تجربه کارکنان در توسعه قابلیت های تکنولوژیک تاکید می کنند و بهبود توانمندی های تکنولوژیک را مترادف با انباشت فزاینده کارکنان ماهر ارزیابی می کند.
سطوح هفتگانه بهبود قابلیت های تکنولوژیک از کاربرد تکنولوژی وارداتی و قابلیت های عملیاتی غیر تولیدی آغاز می شود و به تولید نوآورانه و انتقال آن به سایر تولید کنندگان ختم می شود.
سطوح اول و دوم در توانمندی استفاده از تکنولوژی وارداتی و نصب و عیب یابی آن، خلاصه می شود که آن را می توان به سادگی از طریق دستورالعمل ها و آموزش کسب کرد.
از سطح سوم، فرایند انطباق برای نیل به بومی سازی آغاز می شود. در انطباق، تکنولوژی بایستی با محیط گیرنده و نیازمندی های آن تطبیق یابد، بنابراین مهارت و تجربه بدست آمده در طی فعالیت طولانی مستمر برای آن اهمیت زیادی دارند.
در سطح چهارم، گیرنده به تولید مقدماتی برای توسعه آن در سطوح بعدی اقدام می کند. این امر با کپی سازی از تکنولوژی تولید برای راه اندازی سایت تولیدی جدید شروع می شود. بخش راهبردی دانش که از آن تقلید شده، در چگونگی آن نهفته است که نیاز به همکاری بلند مدت دارد، زیرا بخش اعظمی از دانش چگونگی در اذهان افراد و به صورت مستند نشده قرار دارد که نمی توان آن را در مدتی کوتاه و از طریق فرایند های رسمی کسب کرد. انتقال این دانش، مستلزم تعامل و ارتباط با پرسنل عرضه کننده تکنولوژی و مشاهده فرایند کار آنهاست که لازمه آن، حاکم بودن اعتماد میان دو طرف است. اگر این دانش راهبردی منتقل نشود گیرنده نمی تواند با لایه های عمیق تکنولوژی آشنا شود و توانایی اعمال تغییرات در آن برای همگونی با محیط بومی را بدست آورد.
با گذر از توانایی تعدیل و تغییر در تکنولوژی در سطح پنج، در سطح ششم طراحی دوباره محصول و فرایند برای پاسخگویی به مصرف کنندگان داخلی و در مراحل بعد، مصرف کنندگان منطقه ای و جهانی مورد نظر قرار می گیرد. طراحی محصول مبتنی بر شناخت کاربران و نیاز های آنان، رویه ها و زمینه های استفاده از تکنولوژی است. بنابراین به ضرورت فعالیتی شناختی است و بر نقش باور ها و ارزش های انسانی در تعیین ویژگی های فناوری تاکید دارد. در واقع، بر مبنای نیازیابی طراحی انجام می شود. نیازیابی فرصت های تازه ای برای طراحی تولید فراهم می کند یک دسته عمده از نیاز ها، نیاز های انگیزشی هستند که بر چگونگی تفکر، احساس و عمل تاثیر می گذارند. تعیین باور ها و ارزش های انسانی و تشخیص نیاز های انگیزشی و سپس طراحی بر مبنای آنها یاد دادنی نیست و به استعداد، هوش عملی، سلیقه، توانایی غریزی، شهود و بصیرت نیاز دارد.
در سطح هفتم که عالی ترین مرحله بهبود قابلیت های تکنولوژیک به شمار می رود، گیرنده با نوآوری در فرایند تولید نه تنها به توسعه محصول جدید با عنایت به مصرف کننده داخلی و خارجی اقدام می کند بلکه به انتقال آن به سایر تولید کنندگان توجه می کند. توسعه و تولید نوآورانه بر پایه درک یک ایده جدید صورت می گیرد. ایده در مغز انسان ها نهفته است و از خلاقیت، استعداد، شهود، گمانه زنی و حس درونی بر می خیزد. این مضامین درونی به قدری انتزاعی و شخصی اند که به عینه نمی توانند به دیگران منتقل شوند اما تعامل مستمر می تواند در انعکاس ضمنی آنها موثر باشد.
همان گونه که ملاحظه می شود با ارتقای تدریجی از هر سطح ار اهمیت دانش آشکار متجسم در سخت افزار و قواعد و آموزش های عینی کاسته می شود و بر نقش دانش ضمنی منعکس در تجربه، درایت و مهارت افزوده می شود. همچنین با صعود از هر سطح، میزان انتزاع دانش ضمنی افزایش می یابد و انتقال پذیری آن دشوارتر می شود.( هیکس، آرونز، مورگان، ۲۰۰۴)
سطح۱: قابلیت استفاده های عملیاتی غیر تولیدی
الف: استفاده از تکنولوژی تولید اصلی که در تولید کالا ها یا خدمات بنگاه وجود دارد.
ب: انتخاب تکنولوژی
ج: آموزش دیگران برای استفاده از تکنولوژی
سطح۲: قابلیت های تکنیکی غیرتولیدی
الف: نصب و عیب یابی تکنولوژی
سطح۳: انطباق بدون تولید
الف: تعدیل خدمات یا کالای تمام شده در پاسخ به نیاز های مصرف کننده
سطح۴: تولید مقدماتی
الف: کپی از تکنولوژی تولید اصلی برای ساختن نمونه های مصرف کننده
ب: مونتاژ تکنولوژی تولید اصلی
ج: بازتولید کل تکنولوژی اصلی برای ایجاد سایت تولیدی جدید استفاده کننده محصولات و فرایند های موجود
سطح۵: ایجاد تغییرات اندک در تولید
دانلود منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله شناسایی و رتبه بندی عوامل تاثیرگذار بر فرایند انتقال ...