آرایههای ادبی: خورشید را به غلام اسب شاه تشبیه کرده است و کل بیت اغراق دارد و دارای حسن تعلیل است. بالاآمدن خورشید از پشت کوه را به در خاک غلطیدنش به خاطر سودای عشق اسب شاه تعلیل کرده است .
۱۰۲ - گویم که بادِ چرخ زیـن، زیر سلیمـان میرود
در موکب روح الامین، دیوی پریسان میرود
واژگان: زین: آنچه که از چرم و چوب سازند و بر پشت اسب نهند و به هنگام سواری روی آن نشینند. (معین) موکب: گروه سواره و پیاده که در التزام رکاب پادشاه باشند. (معین) دیو: موجودی متوّهم که آن را به شکل انسانی بلند قامت و هولناک تصوّر کنند که بر سر، دو شاخ مانند شاخ گاو دارد و دارای دم است. (معین)
معنی و مفهوم: من با دیدن اسب شاه چنین میگویم که، این اسب همانند اسب سلیمان (باد) است که آسمان به منزلهی زین آن بود و شاه نیز مانند سلیمان است که بر این اسب سوار است (اسب بسیار تندرو و تیز تک است) و گویی که در سپاهیان همراه جبرئیل ، این اسب همچون دیوی است که پری وار حرکت میکند .
آرایههای ادبی: باد چرخ زین کنایه از مرکب سلیمان. چرخ زین اضافهی تشبیهی . باد ، سلیمان ، دیو ، پری با هم تناسب دارند . بیت تلمیح به ماجرای سلیمان دارد که با شادروان او را به این سو و آن سو می برد .
توضیحات :
روح الامین: جبرئیل، روح نام جبرئیل است و امین صفت اوست و خطاب امین از آن یافت که آن چه از کلام خدا میشنید بعینه پیش پیغمبر ادا میکرد … « نزّل به روح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین » یعنی فرود آورد آن را ( قرآن را ) آن روح امین (جبرئیل) بر دل تو تا تو از آگاه کنندگان باشی و از ترسانندگان. ( فرهنگ لغات به نقل از غیاث و کشف الاسرار )
بند هشتم:
کلمات قافیه: خندان ، دندان ، گریبان و …
حروف اصلی قافیه: ا ن
حرف روی : ن
حروف الحاقی: ندارد
ردیف: پرورد
۱۰۳ - امّید عدلش مُلک را چون عقل در جان پرورد
خورشید فضلش خلق را چون لعل درکان پرورد
واژگان: مُلک: آنچه در تصرّف شخص باشد، پادشاهی.(معین) کان: جایی که از آن فلزات و شبه فلزات استخراج کنند، معدن. (معین)
معنی و مفهوم: امید عدالت و دادگستری شاه اخستان، مملکت و فرمانروایی او را مانند عقل که در جان پرورش مییابد میپروراند و آفتاب فضل و بخشش او مردم را همچون لعل (احجار کریمه) که در معدن به وسیلهی تابش خورشید پرورش می یابد، میپروراند .
آرایههای ادبی: پروردن ملک به وسیلهی عدل پادشاه به پرورده شدن عقل در جان شبیه شده است . همچنین پرورش خلق به وسیلهی فضل و بخشش شاه به پرورش لعل به وسیلهی خورشید در معدن شبیه شده است . خورشید فضل، اضافه ی تشبیهی است.
توضیحات :
پرورش لعل: لعل مثل سایر جواهرات در اصل سنگ است و در اثر تابش آفتاب تبدیل به گوهر میشود . لعل قرمز و بدخشان است و لعل آبدار یعنی لعلی که رنگ سرخ دارد به لعل بدخشان معروف است . سودی اشاره کرده است لعل را پس از بیرون آوردن از معدن ابتدا در جگر تازه قرار میدهند تا رنگ خون جگر را به خود بگیرد و کاملاً سرخ رنگ شود. ( شمیسا ، ۱۳۸۷: ۱۰۳ )
۱۰۴ - خُلقش که گُل را برد آب، از تابش رای صواب
از گلشـکر دان کافتـاب، انـدر صفاهان پـرورد
واژگان: گلشکر: ترکیبی است از شکر و برگ گل سرخ، گل انگبین. (معین)
معنی و مفهوم: خلق و خوی ممدوح به دلیل داشتن نظرات و افکار صحیح و درخشان، آبروی گل را (در نکویی و لطافت) برده است و همانند گلشکری (ترکیب گل سرخ و شکر) است که از تابش آفتاب در اصفهان تولید میشود .
آرایههای ادبی : آب کنایه از آبرو است .
۱۰۵ - اقبال او خزران ستان با عدل شد هم داستان
پیل آرد از هندوستان و آنگه به خزران پــرورد
واژگان: همداستان: موافق، متّفقالرای (معین)
معنی و مفهوم: بخت و اقبال شاه ستاننده و فتح کنندهی خزران است و این بخت و اقبال با عدل و انصاف شاه همراه است. در پناه این عدل و انصاف است که شاه فیل را از هندوستان که سرزمینی گرم و متناسب با شرایط زندگی فیل است، به خزران که سرزمینی با آب و هوای سرد است میآورد و میپروراند و در پناه این عدل و انصاف فیل پرورش مییابد .
آرایههای ادبی: اقبال و عدل با استعارهی مکنیه از نوع تشخیص به موجودی جاندار مانند شده است که هم خزران را فتح میکند و هم با هم متحد و همراز میشوند .
۱۰۶ - بُستان دولت کشورش، در دست صلّت گسترش
شمشیر صولت پرورش، ابری که بستان پــرورد
واژگان: دولت: اقبال، نیک بختی. (معین) صلّت: عطا دادن، بخشش، انعام. (معین) صولت: هیبت داشتن، سطوت داشتن، خشم کردن، قهر کردن. (معین)
معنی و مفهوم: کشور و سرزمین اخستان، باغ و بستانی است که میوهاش بخت و اقبال است و این سرزمین در دست بخشندهی اخستان قرار دارد. شمشیر باشکوه و هیبت او همچون ابری است که پرورندهی بستان است .
آرایههای ادبی: بستان دولت، اضافهی تشبیهی . شمشیر ممدوح به ابر مانند شده که با بارش خود موجب پرورش بستان میشود. بستان و بستان در ابتدا و پایان بیت، رد صدر الی العجز به وجود آورده است . سرزمین اخستان به بستانی شبیه شده که میوهاش دولت و اقبال است . صلت و صولت، جناس شبه اشتقاق دارند .
۱۰۷ - جنت گهر بر تیغ او ، دوزخ شرر در تیغ او
گویی به گوهر تیغ او، عقل است کایمان پــرورد
واژگان: شرر: پارهی آتش که به هوا پرد، جرقه، شرار. (معین)
معنی و مفهوم: گوهرهای تعبیه شده بر شمشیر ممدوح از جنس گوهرهای بهشتی است و شرارههای آتشی که از آن میجهد از شرارههای آتش جهنم است . شمشیر برّان او در دانههای گوهری که آن را زیور دادهاند مانند عقلی است که ایمان را پرورش و رشد میدهد (شاید بتوان گفت شمشیر او در گوهر و اصل مانند عقل است که ایمان را پرورش میدهد) .
آرایههای ادبی: جنت و دوزخ تضاد دارند. جنت گوهر اضافهی استعاری. دوزخ شرر اضافهی استعاری .
۱۰۸ - در مکتب مردیش دان از لوح شادی عَشر خوان
هر طفل دولت کاسمان، در مهـد دوران پــرورد
واژگان: مکتب: محل کتابت، جای نوشتن، مدرسه، دبستان.(معین) عشرخوان: خوانندهی ده آیه، اطفال نوآموز قرآن که ده آیه را برای آنان ابتدا به طریق تبرّک سبق دهند. (فرهنگ لغات) معنی و مفهوم: هر کودک بخت و اقبالی را که آسمان در گهوارهی روزگار میپروراند در مکتب مردانگی شاه اخستان، با شادی و خوشی شاگردی میکند(ممدوح استاد و منبع و معدن سعادت و خوش بختی است).
آرایههای ادبی: مکتب مردی اضافهی تشبیهی. لوح شادی اضافهی تشبیهی. مهد دوران اضافهی تشبیهی . بیت دارای اغراق است .
۱۰۹ - خود نیست دولت را گزیر از مهر خاقان الکبیر
آری مبـارز بارگیـر، از بهــر میــدان پــرورد واژگان: خاقان الکبیر: لقب جلال الدّین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر، ممدوح خاقانی است که دوازده قصیده و هفت ترکیب بند در مدح او دارد. (فرهنگ لغات) بارگیر: حیوانی که بار را حمل کند، باربر. (معین) گزیر: چاره، علاج. (معین)
معنی و مفهوم: بخت و اقبال از مهر و محبت به شاه اخستان گزیر و چارهای ندارد (باید به ممدوح مهر بورزد) آری مبارز جنگجو اسب را برای روز میدان و مبارزه پرورش میدهد (شاه نیز دولت و بخت را برای ایّام سختی میپروراند) .
آرایههای ادبی: مصراع دوم تمثیلی برای مصراع اوّل است. در مصراع دوم دولت با استعارهی مکنیه به شخصی شبیه شده که هیچ گزیر و چارهای از مهر ورزیدن به ممدوح ندارد.
۱۱۰ - شاه جهان مهدی ظفر، یعنی شبـان دادگـر
ایّـام، دجّـال دگـر، گـرگ ستــم زان پــرورد
واژگان: دجّال: مردی کذّاب که در آخرالزمان ظهور کند و مردم را بفریبد.(معین)
منابع پایان نامه درباره :شرح مشکلات دیوان خاقانی هفت ترکیب بند بلند ...