کنترل اضطراب
کنترل افسردگی
لذت بردن از اوقات فراغت
کنترل ترس از عود
مورد توجه واقع شدن
کنترل فشار ناشی از تشخیص و درمان
خوب بودن معنوی
-
- مفهوم بیماری
-
- مذهب
-
- تعالی / برتری
-
- امیدواری
-
- تردید داشتن یا بلاتکلیفی
-
- نیروی درونی ( انرژی )
خوب بودن اجتماعی
-
- تحت فشا ر بودن
-
- نقش و ارتباط در جامعه
-
- عملکرد جنسی و عاطفی
-
- ظاهر
-
- خوشی و لذت از ارتباطات
-
- تنهایی
۲-۱۰-گروه درمانی
گروه درمانی یک روش درمان است که مقبولیت گسترده ای دارد و در آن عوامل درمانی درون گروه، تعاملات سازنده بین اعضا ومداخلات رهبری آموزش دیده برای تغییر احساسات، افکارورفتارهایغیر انطباقی افراد دچار ناراحتی هیجانی، استفاده می شود. در دوره ای که محدودیت مالی روز به روز بیشتر می شود، به تأکید بر روان درمانی های انفرادی کاهش یافته و استفاده از رویکردهای دارویی گسترش یافته است.
تعداد بیمارانی که تحت روان درمانی گروهی قرار می گیرند، بیش از سایر درمان های کلامی است. گروه درمانی در شرایط بستری و سرپایی، کار موسسه ای، واحدهای بستری نسبی، خانه های گذری، مکان های سطح جامعه و مطب های خصوصی قابل انجام است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۷؛ترجمه رضایی، ۱۳۸۷).
در خلال سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰توجه به گروه ها به اوج گرفت و بعد به مدت یک دهه این شورو شوق کاهش یافت. در دهه ۱۹۹۰ کار با گروه مجددا در کانون توجه قرار گرفت (کوری و کوری[۲۰۸]، ۲۰۰۲؛ترجمه بهاری و همکاران، ۱۳۸۹). روان درمانی گروهی درمانی است که در آن افرادی که دچار خسارتهای هیجانی شده اند که به دقت انتخاب شده، در گروهی تحت هدایت درمانگری آموزش دیده شرکت می کنند و برای اصلاح شخصیت خود خود به یکدیگر کمک می کنند. رهبر گروه با بهره گرفتن از انواع و اقسام ترفند های فنی و مفاهیم منظری، تعامل های اعضای گروه را در جهتی هدایت می کند که به اصلاح بینجامد (سادوک و سادوک، ۲۰۰۷ ؛ ترجمه رضایی، ۱۳۸۷). گروه ها درمان انتخابی هستند نه یک رویکرد درجه دو برای کمک به تغییر افراد موقعیت گروه فرصت های درمانی منحصر با فردی را فراهم می آورد. تبادل های صورت گرفته میان اعضای یک گروه درمانی به عنوان وسیله ای موثر در ایجاد و این تغییر و تحول در نظر گرفته می شود. این تعامل حمایت به توجه و مواجه با سایر خصوصیاتی را ارائه می کند که در درمان فردی یافت نمی شود. اعضا در گروه نمی توانند مهارت های اجتماعی جدیدی را تمرین کنند و بخشی از اطلاعات جدید خود را مورد استفاده قرار دهند(کوری و کوری، ۲۰۰۲ ؛ترجمه بهاری و همکاران (۱۳۸۹). در کل عوامل بسیار زیادی وجود دارند که در فرایند اصلاح از طریق روان درمانی گروهی دخیل هستند و در زیر به اختصار، ۲۰ عامل بیان شده است.
تخیلی هیجانی[۲۰۹]: فرایندی که با آن موضوع واپس زده، تجربه یا تعارضی دردناک به خودآگاه آورده می شود.
احساس مقبولیت[۲۱۰]: احساس پذیرفته شدن از سوی سایر اعضای گروه، تفاوت دیدگاه ها تاب آورده می شود و ممیزی در کار نیست.
نوع دوستی[۲۱۱]: کمک کردن یکی ازاعضا به دیگری
پالایش[۲۱۲]: ابراز افکار و موضوع های سرکوب شده همراه با پاسخ های هیجانی که سبب تسکین در بیماری می شود.
تعلق[۲۱۳]: احساس اینکه گروه دارد برای نیل به هدفی مشترک کار میکند.
تایید همگانی[۲۱۴]: تایید واقعیت از طریق مقایسه مفهوم پردازی های خود با مفهوم پردازی های سایر اعضای گروه
سرایت[۲۱۵]: فرایندی که طی آن ابراز احساسات از طرف یکی از اعضا باعث آگاه شدن عضو دیگری از وجود آن احساس در خود می شود.
تجربه خانوادگی اصلاحگر[۲۱۶]: گروه خانواده اصلی برخی اعضا را باز می آفریند و باعث حل برخی تعارض ها می شود.
همدلی[۲۱۷]: توانایی عضوی از گروه برای قرار دادن خود در چارچوب ارجاع روان شناختی عضو دیگر گروه و از این گذر پی بردن به افکار، احساس ها و یا رفتار او
همانند سازی[۲۱۸]: مکانیسم دفاعی ناخودآگاهی که طی آن فرد مشخصه ها و کیفیات فرد را در دستگاه ایگوی خودش وارد می کند.
تقلید[۲۱۹]: الگوگیری یا پیروی خود آگاهنه از رفتار فرد دیگر.
بصیرت[۲۲۰]: فهمیدن و با خبر شدن خودآگاه از وضعیت روان شناختی خود و از علائم رفتاری غیر انطباقی خود.
الهام بخشی[۲۲۱]: فرایند ایجاد احساس خوش بینی در اعضای گروه.
تعامل[۲۲۲]: تبادل آزاد اندیشه ها و احساس ها در میان اعضای گروه، تعاملی موثر که بار هیجانی دارد
تفسیر[۲۲۳]: فرایندی که طی آن رهبر گروه معنا یا اهمیت مقاومت، دفاعها یا نمادهای بیماری راجمع بندی می کند و بیمار می تواند درقالب آن به علت رفتارهای خود پی ببرد.
یادگیری[۲۲۴]: بیماران در باره مسائل جدی مثل مهارت های اجتماعی یا رفتار جنسی اطلاعاتی به دست می آورند.
واقعیت سنجی[۲۲۵]: توانایی فرد برای ارزیابی عینی جهان خارج از خود، شامل قابلیت ادراک صحیح خود و سایر اعضای گروه.
انتقال[۲۲۶]: برون فکنی احساسها، افکار و آرزوها بر درمانگر به طوریکه باز نمودی از یک ابژه در گذشته بیمار می شود.
همگانی پنداری[۲۲۷]: آگاه شدن بیمار از اینکه فقط او نیست که چنان مشکلی دارد.
برون ریزی[۲۲۸]: بیان کردن احساس ها، اندیشها، و وقایع سرکوب شده برای سایر اعضای گروه که سبب تخفیف احساس گناه می شود(سادوک و سادوک ۲۰۰۷، ترجمع رضایی ۱۳۸۷).
۲-۱۱- درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
۲-۱۱-۱-تعریف و شرح ذهن آگاهی
اساس ذهن آگاهی از تمرینهای مراقبه بودائسم گرفته شده است، که ظرفیت توجه وآگاهی پیگیر و هوشمندانه را(که فراتراز فکر است )افزایش می دهد. تمرینهای مراقبه و ذهن آگاهی به افزایش توانایی خود آگاهی و پذیرش خود در بیماران منجر می شود.
ذهن آگاهی یک روش یا فن نیست، اگر چه در انجام دادن آن روشها و فنون مختلف و زیادی بکار رفته است. ذهن آگاهی را می توان به عنوان یک شیوه ” بودن ” یا ” فهمیدن ” توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است(بائر[۲۲۹]، ۲۰۰۳).